اى آقايان محترم قدرى به خود آمده حسن انصاف را متنبّه ساخته و عقل و وجدان خويش را حكم قرارداده اعتنايى به اين لوايح بىمعنى و اوراق ژلاتينى نفرمائيد . اوقات شريف خود و سايرين را ضايع و حواس خويش را پريشان اين سخنان نكنيد كه تمام اين حرفها از براى گل آلود كردن آب و گرفتن ماهى است . از براى اصلاحات مملكت و استخلاص وطن فكر ديگر و چارهء ديگر بفرمائيد .
و الا از اينكه ظل السلطان آرزوى نيابت سلطنت در دل و سالار الدوله [ 12 ] دعوى اصل آن را در سر دارد يا سعد الدوله به خيال صدارت و فريدون خان طالب سفارت است يا بنده مثلا آلكوليك و آنارشيست و آلودهء چرس و بنگم يا آنكه ديوانه شده نعوذ بالله به خداى خود و شاه معصوم فحش داده و ناسزا مىگويم اصلاح حال مملكت ايران نخواهد شد . بلكه حواسها را بيشتر مختل و كارها را مغشوشتر كرده نخواهد گذاشت به اعمال اصلى و اساسى رسيدگى نمائيد .
* * * باز هم عرض مىكنم از جنس روزنامهنويس « 1 » آن هم ايرانى هيچوقت توقع نبايد كرد . زيرا كه آن بدبخت بندهء پول است . از هركه بگيرد تمجيد و حمايت و از هركس كه ندهد تكذيب و سعايت خواهد كرد . خصوصا اين جريدهنگارانى كه تازه به دوران رسيده و حال هريك از آنها هم بر خودشان و هم بر همهكس مشهود و معلوم است . چنانكه در روزنامجات خود از معرفى همديگر كوتاهى نمىكنند . و اگر وقتى و حياتى باقى بوده و موقع مقتضى گردد هريك را كه شخصا مىشناسد در ضمن نمرههاى آتيه متذكر شده و در سر وقت به سر وقت آنها خواهم رفت .
اما تعجب از روزنامجات قديم و حيرت از مدير سليم النفس حبل المتين است كه پس از هفده سال [ 13 ] مشقت روزنامهنويسى و با آن همه دعوى صداقت و ادعاى درستى و با آن اندازه اظهار ملتدوستى و وطنپرستى و بالاخره با آن مقدار ابراز مشروطهخواهى اين قبيل مزخرفات را درج ستونهاى روزنامهء خود كرده صحائف آن را عرصهء تاختوتاز و جولانگاه مغرضين خودپسند قرار داده خويشتن را سبك و عقايد عامه را در حق حبل المتين سست مىكند !
هامش
( 1 ) . برادر نويسنده عبد الحميد متين السلطنهء ثقفى مدير روزنامهء « عصر جديد » بود كه از طرف كميتهء مجازات ترور شد ( 1335 قمرى ) . پيش از آن روزنامهء طلوع را و بعد طلوع را در بوشهر منتشر مىكرد .