بودم . و چون با كمال تأسف مدتى كه قرار بود سر آمده و از جانب كارگذاران حكومت هيچ اقدامى به عمل نيامده به تظلّمات و عرايض صادقانه برنخورده و جز يكى دو جواب مبهم معمولى چيزى نشنيده ناچار به اقتضاى حفظ شرف كه اول وظيفهء انسانيت است به تسويد و تنميق اين مقالهء دفاعيه پرداخت .
دو چيز طيرهء عقل است دم فروبستن * به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشى
* * * مقدمة لازم است عرض نمايد مقصود از اين مقاله و مقالات بعد شخصى نيست بلكه خير و صلاح ملت و مقصود عمومى در كار است كه چشم اهل وطن را باز و از خواب غفلت بيدارشان نمايد .
جرايد ايران به قول خودشان « به نام حريت مطبوعات » با تيغ زهرآلود زبان و نيش جانسوز قلم قلوب را مجروح و بنيان و اساس اين مملكت معظم را مرتعش و متزلزل ساختهاند .
* * * تهمتهاى عجيب و افتراهاى غريب بدون ملاحظهء مناسبت و رعايت شأن و مقام يا خدمات گذشته به هركس زده به اين جهت جمعى را متفرق ، دولت را بىنوكر و مملكت را بىآدم گذاشتهاند .
* * * مسلم است روزنامهنويس ، بخصوص روزنامهنويسان ايرانى بندهء دينار و پرستندهء درمند . هركس به ايشان پول داده بخواهد ديگران را خراب كند آنها با كمال امتنان آنچه وى بخواهد در روزنامهء خود خواهند نوشت . پس در اين صورت چندان حرجى بر ايشان نيست و اين بنده نيز از آنها گلهمند نخواهد شد .
اما خوب است رعايت نفع شخصى را تا آن حدّى منظور دارند كه اقلا نوشتجات آنها اسباب ضحك و مسخره نشده و چنانكه در داخله و خارجه مشهور است كذب فاحش و دروغ بيّن نگفته باشند .
تفصيل اين فقره به جزء در ذيل اين مقاله و مقالات آتيه مذكور و معلوم خواهد شد . برويم بر سر مطلب اصلى :