تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣

دفاع

هيچ جاندارى به اختيار تحمل صدمه و آزار نخواهد نمود . جذب ملائم و دفع ناملائم از احساسات طبيعيه است . حق دفع شرّ از خصائص انسانيت و هر ذى روحى بوده تكليف واجب و وظيفهء هر فردى از افراد است . * * * هرچند مدّعى به زعم خود اين بنده را ديوانه قلم داده باشد لكن از قارئين گرام « 1 » متوقع است به مفاد « انظر الى ما قال و لا تنظر الى من قال » به ديدهء حق‌بين درنگرند كه مقصود چيست و قطع نظر فرمايند از اين‌كه نويسنده كيست . * * * با كمال احترام به عرض ارباب دانش و هواخواهان عالم انسانيت مىرساند . اين‌كه تا به حال صبر كرده جواب بعضى ناملايمات و تهمتهاى گوناگون روزنامجات را كه مبتنى بر راپرتهاى پاريس از « مركز اتحاد و ترقى » بود به سكوت گذرانده و در مقام تعرّض و دفاع برنيامده نه از بابت قلت مبالات و بىحسى بوده بلكه چون در ابتداى بروز اين امر و عنوان پاره‌اى مقدمات برحسب تكليف محض اتمام حجّت شرحى به مقام منيع نيابت سلطنت و وزارت داخله و جنگ و عدليه و غيرها نوشته حكومت ما بين خود و مفترى را به عدل و انصاف و رحم و مروت ايشان واگذار كرده به اين جهت دست به روى دست نهاده منتظر احقاق حق و ساكت نشسته
هامش
( 1 ) . كذا