تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
خاطرات دربارهء سميتقو نوشتهء محمد صادق ميرزا معز الدوله در سنهء يك هزار و سيصد و سى و پنج هجرى ( 1335 ) در ركاب و الا حضرت اقدس محمد حسن ميرزاى وليعهد روحنا فداه در تبريز بوده قشون تزارى روس بيشتر از نقاط آذربايجان را اشغال نموده و با دولت عثمانى مشغول جنگ بودند . از ساوجبلاغ و سلدوز و اروميه و شرفخانه تقريبا سى چهل هزار قشون متصل درآمد و شد در درياچهء ارومى بودند . در اين موقع آثورى و ارامنهء سلدوز و سلماس [ و ] اروميه را هم مسلح كرده بين مسلمان و ارامنه را هم نقار انداخته و متصل همديگر را مىكشتند و آنچه اسلحهء دولتى در سرحدات اروميه و غيره بود روسها ضبط كرده و مسلمانان را خلع سلاح مىكردند و برعكس به ارامنه اسلحه مىدادند . در اين موقع اسمعيل آقاى سميكوى شكّاك بر ضدّ روسها و ارامنه كه اسباب اتلاف مسلمانها و اكراد و ارامنه بودند كه در يك روز در ساوجبلاغ هفتصد نفر از اكراد و مسلمان را ارامنه و روسها كشتند و با اين‌كه بعد از اعلانى كه روسها دادند كه هريك از اكراد تسليم شود و اسلحهء خود را بدهد در امان ما خواهد بود كه بيشتر از محترمين و رؤساى اكراد با بيرق سفيد تسليم شدند ، معهذا در روز روشن آثوريها در موقع عبور در كوچه يا بيرون آمدن از مسجد چند نفر از محترمين اكراد را كشتند و با كمال افتخار و اطمينان در اردوى روسها راه مىرفتند و ابدا مؤاخذه‌اى در كار نبود . اين وضع و رفتار اسباب اين شد كه اسمعيل آقا حتى المقدور بر قوهء خود