سفيد ) بوده باشد و شخص هم عادى نباشد . امّا اگر در صورت پستتر بودن چاى و عادت و اكثار نمودن شخص در استعمال آن خواص مذكوره را نمىبخشد ، سهل است كه در بعضى امزجه موجب احداث ضررهاى مختلفه و باعث ايجاد مرضهاى متعدّده بخصوصه در اشخاص ضعيف البنيه و كم خون و صاحبان خفقان قلب و ضيق النفس كمكم رخنه كرده به حسب استعداد شخصى و موافق اكثار و افراط آن مورث تقليل خواب و نقصان قوّهء باه و اغلب يبوست مزاج و گاهى لينت آن و بىاشتهايى و سوءهضم و طپش قلب و تحريك آلات بول و امراض جلدى و عصبانى بخصوصه رعشه در مستعدّين و باعث اشتداد آن در مبتلايان و دل بههم خوردگى و قى و غثيان و غيره مىشود . چنانچه طبيب حاذق « بويار » نام اثبات كرده است كه استعمال و افراط چائى موجب هفتاد قسم مرض مىباشد .
تقلبات آن : اگرچه انواع و اقسام ساختهكاريها در ممالك چاى خيز از زارعين و تجّار در وقت چيدن و خشكاندن به واسطهء نباتات شبيه به آن و به واسطهء خود چائى دم كشيده و رنگ گرفته كرده و مىكنند بخصوصه به جهت چائى سبز ( با بعضى رنگهاى سمّى ) . چون تفصيل آنها طولانى و خالى از فايده است لهذا شمّهاى از تقلّبات داخلى مىگوئيم .
چنانچه در مملكت محروسه اشخاصى هستند كه مخصوصا چايهاى دم كرده و رنگ گرفتهء قهوهخانهها را كه بايد دور بريزند و يا عوض سبزى خشك به كار برند جمع نموده در توى تابههاى سفالين و يا چدنى با آب قند سوخته و يا با آب شيرهء انگور سوخته كه رنگ قرمز و صاحب مزهء دبش و طعم عفص است بو داده خشك كرده توى جعبههاى چائى ريخته و يا در كاغذهاى الوان گروانكه بسته در دكانهاى عطّاران محلّه [ هاى ] شهر و دهات و قصبههاى اطراف مىفروشند .
تاريخ شيوع آن : اگرچه چائى دويست سال متجاوز است كه به مملكت ايران داخل و اطبّاى ايرانى هم او را در جزء ادويه در تأليفات خود و لغويها در كتب لغت ذكر و ضبط كردهاند ولى شيوع آن به عنوان تغذيه و تفنّن يك صد سال بيشتر نيست . بلكه معمول عمومى آن در واقع بعد از اختراع سموار « 1 » است .
هامش
( 1 ) . لفظى است روسى به معنى خودجوش . تقريبا هشتاد سال قبل در شهر تول من اعمال مسكو اختراع شده است .