در باب خليفهء ارامنهء آذربايجان در سفارت روس حضور داشتيد و مذاكراتى شده بود . در خاطر داشته باشيد از آن قرار رفتار خواهيد كرد . « 1 »
چهارم - موافق مدلول عهدنامهء مقدّسه تبعهء خارجه در خاك ايران حق خريدن املاك و ضياع و عقار ندارند . فقط مىتوانند براى سكونت و تجارت و وضع مال التجارهء خودشان در ولايات ايران خانه و دكان و انبار بخرند يا بسازند . چندى پيش از اين از سفارت روس كاغذى نوشته بودند كه خانه و غيره را كه تبعهء خارجه در ولايات ايران خريدارى مىنمايند كارگذاريهاى خارجه امتناع مىنمايند كه قبالجات آنها را ثبت كرده به مهر دولتى برسانند و خواهش صدور احكام در اين باب كرده بودند . جوابى به سفارت نوشته شد كه سواد سؤال و جواب براى اطلاع جنابعالى در خاتمهء اين دستورالعمل نوشته مىشود و ملاحظه خواهيد كرد كه مقصود اطلاع آن جناب است كه همينطور كه در جواب سفارت موافق عهدنامه قبول شده است رفتار نمائيد . تبعهء خارجه آنچه را موافق عهدنامه حق دارند ابتياع نمايند جنابعالى قبالهء آنها را ثبت و امضا نمائيد و به مهر ديوانخانه برسانيد و هرچه را كه مىخرند و غير از مدلول عهدنامه و جواب صدارت عظمى به سفارت روس است از مهر و امضا كردن قبالهء آنها اعتذار نمائيد .
پنجم - حسن آقا پسر تاجرباشى سابق تجّار روسيه كه تبعهء روس است به ترتيبات و مقدماتى كه تفصيل آن در دفتر كارگذارى خارجهء آذربايجان مشحون است در سه دانگ قريهء باسمنج واقعه در آذربايجان استملاك كرد و اين استملاك او چون بر خلاف عهدنامه بود و به هيچوجه تجويز نمىشد و عمدة الامرا ميرزا فرج خان سرتيپ كه مالك باقى قريهء مزبوره است دايما از تعدى حسن آقا شكايت مىكرد . مدتها در طهران با سفارت روس مذاكرات شد و عاقبت سفارت متقاعد گرديد كه پولى را كه تاجرباشى از بابت سه دانگ قريهء باسمنج داده و خرج كرده است به حسن آقا ردّ شده و ملك مزبور از دست او انتزاع بشود و ميرزا فرج خان هم حاضر شده است كه پول حسن آقا را داده و ملك به خودش واگذار بشود . ولى مىخواست همان پولى كه سابقا تاجرباشى داده ملك را خريده است بدهند .
هامش
( 1 ) . اين دو سطر بهطور الحاقى و به طرز چليپا در حاشيه نوشته شده .