تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
دويّم - ارامنه و ساير ملل متنوّعه رعاياى دولت عليّهء ايران كه در تبريز و ساير ولايات آذربايجان سكونت و تجارت و رعيتى دارند كار و رجوعات آنها بدون استثناء با كارگذارى خارجهء آذربايجان است و حكّام ولايات و مباشرين داخله به هيچ‌وجه من الوجوه حق مداخله در كار آنها ندارند . دعاوى حاصلهء ما بين آنها و ساير رعاياى ايران بايد در كارگذارى رسيدگى و قرين انجام بشود و آنها را بايد از همه بابت آسوده و دلخوش نگاه‌دارى نمائيد . از اشخاص بااطلاع كافى بىطمع براى سرپرستى آنها به ولايات آذربايجان مأمور كرده دستورالعمل لازمه به آنها بدهيد و طورى اهتمام و مراقبت نمائيد كه از هر جهت ارامنه و ساير ملل متنوّعهء رعاياى ايران آسوده [ باشند ] و از طرف احدى نسبت به آنها تعدى و بىاعتدالى نشود . سيّم - خليفهء ارامنهء آذربايجان كه از اوچ كليسا مأمور به اقامت تبريز است تكليف او مداخله در امور روحانى و مذهبى ارامنهء آذربايجان است و ديگر در امر رعيّتى و تسويهء مطالب و دعاوى و امورات آنها به هيچ‌وجه حق مداخله ندارد . خليفهء ارامنه كه حالا در تبريز است تمام خيالش صرف اين است كه در هر موقع در كار ارامنه دخالت كرده از آنها كم‌كم حمايت كند و به جائى مىرساند كه محاكمهء آنها در خليفه‌گرى بشود و چون گذشته از اين‌كه خليفه فقط دخالت به امور روحانى ارامنه دارد مداخلهء مشار اليه به كارها و مطالب ارامنه و حمايت كردن از آنها به لحاظ چند به هيچ‌وجه تجويز نشده و نخواهد شد . تاكنون كارگذاران آذربايجان به دستورالعمل وزارت خارجه راه مداخلهء خليفه را در امور ارامنه مسدود كرده و حمايت او را در حقّ آنها قبول نكرده است و هر وقت در كار ارامنه اظهارى كرده است به او جواب داده‌اند كه خليفه‌گرى حق مداخله به كار ارامنه ندارد . فقط حق شما رسيدگى به امور روحانى و مذهبى آنها است و آن جناب بايد كاملا ملاحظهء اين نكات را داشته نگذاريد خليفه مداخله در امور و دعاوى ارامنه بكند و حمايت او را در كار ارامنه به هيچ‌وجه قبول ننمائيد . ولى از آن طرف طورى بايد ارامنه را آسوده بكنيد و احقاق حقّ آنها را به عمل بياوريد و نگذاريد به آنها تعدى بشود تا ارامنه مجبور نشوند نزد خليفه رفته او را به حمايت و جانبدارى خود وادار نمايند و هميشه اين نكات را نصب العين خاطر خواهيد نمود .
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 303 | ايرج افشار