حاذق نشود و چيزى در طب و دستگاه داشته باشد و دوا تيار از نزد خود بدهد البته قدر و روزگار حكيم در آن ملك چرب است .
ايضا چند درخت و بوتههاى ملك هندوستان كه در بلخ و بخارا هستند و گرد نواح آن در تحقيق نيامدند ، تفصيل اين است :
درخت انبه ، نيم ، جامن ، پهولى ، پيپل ، باكهر ، برط ، سپستان ، جال ، سامكر ، كريل ، بارنگى و غيره ، كيله نيل ، كوكر ، هيرى ، نيشكر ، شيشم ، ساكهو ، تات ، سنكهارا ، چهوهارا ، نارجيل ، زيتون ، دهاك ، سرس .
و همينطور چندين درختهاى ملك بخارا در اينجا نيستند و درختهاى ميوهجات بيشتر .
تم تم تم تمام شد
* * *
تسطير اين نسخه اينكه واقع هفتم سنهء 1227 يك هزار و دوصد و بيست و هفت هجرى نبوى مطابق ماه اپريل سنهء 1812 يك هزار و هشت صد و دوازده عيسوى انگريزى . سيد عزت الله خان ملازم سركار كمپنى انگريز بهادر حسب الايمائى نوّاب منتظم الدوله مختار الملك چارلس حافلس سر متكلف صاحب بهادر ، و صاحب و الا مناقب مستر وليم موركرافت صاحب بهادر روانهء بخاراى شريف شدند .
هرگاه در پيشاور رسيدند . . . « 1 » خان خلف وزير شير محمد خان مرحوم مانع آمد ، سيّد عزت الله خان را به قلعهء اتك فرستاد . بندهء درگاه حافظ محمد فاضل ولد قاسم خان مرحوم ساكن بريلى را كه همراه مير موصوف بود براى اينكه كار سركار معطل نماند دو خريطه صاحب ممدوح وليم موركرافت صاحب بهادر و عرض و خط خود داده و سرفراز خان نامى پسر ملا عبد الصمد مفتى بخارا را پانصد روپيه سواى خوراك مقرّر نموده همراه بنده كرده روانهء بلخ و بخارا ساختند .
احقر العباد از راه پيشاور و كابل قطع منازلها نموده اولا در خلم رسيده معرفت سرفراز خان مسطور [ و ] ملاقات مير قليج على بيك والى خلم به خوبى حاصل نمود . خريطهء صاحب ممدوح به مير موصوف رسانيده و بسيار دير نقشهء بند و
هامش
( 1 ) . يك كلمه ناخوانا