سال كه سركار امير بخارا به خوقند و هزار اسب و خجند رفت به اطمينان همين هزار نفر سرباز و توپ و همين عبد الصمد خان تبريزى او را برده و تا به حال پادشاه بخارا چنين كارى نكرده بود .
اما حكايت سركار امير بخارا با خان خوقند و دشمنى آنها كه سه سال اتفاق افتاده بود .
خوقند ولايت وسيع است . يك سمت آن به ختا مىكشد كه اول خاك كاشغر است . خود اهل ماوراء النهر از بزرگ و كوچك اقرار دارند كه خوقند از ولايت ماها خوبتر و بزرگتر و پرمداخلتر است . آنها با رعيت از بابت ماليات به قاعده و قانون ايران حركت مىنمايند .
سبب نزاع محمد على خان خوقندى و سركار امير بخارا اين بود كه فيما بين دو ولايت خوقند و بخارا چند قلعه دارد كه آن را ارتپه و جزق مىگويند .
محمد رحيم خان [ 42 ب ] نامى در آنجا بود . در قديم الايام كه پدر و جدّ او خدمت به ابو الفيض خان ماوراء النهرى مىكردند همه اوقات مطيع و منقاد ايشان بود . تا ايام شاه مراد كه بيكى جان مشهور است قشون گرفته با او بناى مخالفت نمود . همچنين با امير حيدر و از آن طرف با خان خوقند هم مخالفت كرده .
در اين ميانه دو پادشاه را ذليل كرده به هردو سمت تاختوتاز مىكرد . تا محمد عمر خان پدر محمد على خان خوقندى و امير حيدر كه پدر امير باشد باهم متفق گرديده كه [ محمد ] رحيم خان را تمام نمايند . به شرط آنكه بعد از تمام كردن محمد رحيم خان ولايت را بالاشتراك تقسيم نمايند .
بعد از آن هردو جانب لشكركشى نموده محمد رحيم خان را در ميانه تمام كردند و محمد رحيم خان دستگير شده به دست محمد عمر خان كشته شد . ولايت را حسب الشرط معهود با امير حيدر تقسيم نموده تا در اين اوان در باطن محمد على خان با امير بخارا هم بد شده لشكر كشيده آن نصفه ولايت امير بخارا را كه ارتپه و جزق باشد و در ايام امير حيدر حسب التقسيم به مير حيدر رسيده گرفته قلعهء نزديك ارتپه ساخته دو سه سال فيما بين محمد على خان و امير بخارا بههمين واسطه نزاع بوده و يكديگر را تاختوتاز [ 43 الف ] مىكردند .
تا سه سال قبل كه سرباز و توپخانهء عبد الصمد خان تبريزى خراج گرفته به