تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
تحريك عبد الصمد خان سركار امير بر سر جزق كه ولايت تقسيمى امير بخاراست و محمد على خان ضبط كرده بود رفته و آن قلعه را تصرف نموده يعنى كوتوالان قلعهء جزق قلعه را دست دادند . و قلعهء ارتپه را هم به زور توپ گرفتند . چون كه آن سمتها اسباب توپ و سربازخانه و قلعه‌گيرى را نديده بودند رعب زيادى در دل آنها افتاده محمد على خان به قدر پنجاه شصت هزار طلا از شال و تعارفات به جهت سركار امير مىفرستد . ايلچيان رفت‌وآمد كرده قرارى مىگذارند كه اين ولايت كما فى السابق در تصرف امير بخارا باشد . سركار امير هم مراجعت كرده از ارتپه به بخارا مىرود . بعد از دو سه ماه ديگر مجددا محمد على خان جمعيت كرده بر سر ارتپه و جزق آمده اهالى آنجا محمد على خان را مىخواستند . همگى بيرون آمده به او خدمت كردند . سركار امير نيز مجدّد حركت و بر سر آنها رفته از واهمهء توپ و سرباز دوباره قلعه گشوده پيش آمدند . امير هم امر به قتل ارتپه نموده سيصد نفر در ارتپه و دويست نفر در جزق كشتند . از آنجا بر سر خجند آمده [ 43 ب ] خجندى هم از واهمهء آن‌كه به درد اهل جزق و ارتپه گرفتار شوند و از ترس توپ و سرباز كه نديده بودند چندان نكشيد كه خجند هم مفتوح شد . امير امر به قتل آنها نيز كرده چهارصد نفر خجندى را كشتند . از خجند تا خوقند چهارده فرسنگ راه است . به دو سه منزل رفتند . ايلچى از جانب سركار امير نزد محمد على خان رفت كه حالا اگر صلح بايد كرد ما مضايقه نداريم . آدم معقولى همراه خودت بياور ، ما ولايت گرفته را تسليم تو نمائيم . در باطن به ايلچى سپردند چنانچه بتوانى پسر محمد على خان را با لشكر قوشبيگى كه وزير است همراه بياورى بسيار خوب است كه قرار صلح به آنها خواهم داد . بعد از رفتن ايلچى ناچار محمد على خان به جهت صلح پسر خود را با لشكر قوشبيگى با تعارفات بسيار از قبيل نقد و جواهر و شال به قرار پنجاه هزار طلا روانه نمود . در ده فرسنگى خوقند به سركار امير رسيدند . اموال تعارفى ضبط گرديده پسر محمد على خان و لشكر قوشبيگى را گرفته به اتفاق روانهء خوقند شدند . سرباز و توپخانه و عبد الصمد خان جلو رفت . يك روز و يك شب خوقندى به قدر قوّه حركت نموده كارى از پيش نرفت . آخر الامر محمد على خان فرار نموده [ 44 الف ] شهر خوقند به تصرف سركار امير درآمد . محمد على خان به نمنگان فرار نموده بعضى از سركردگان خوقند به