فردا پسر خليفه با كدخدايان مرو به استقبال ما آمده وارد مرو نو شديم .
فدوى با من تبع « 1 » خود و اسرا در خانهء خليفه مهمان شديم و اهالى بخارا به نزد اوراق خواجه به قلعه نو كه نياز محمد باى ساخته - از خانهء خليفه تا آنجا نيمفرسنگ است - منزل كردند . خليفه با جمعى كدخدايان تركمانيه از تكه و ساروق و سالور به ديدن فدوى آمده اظهار بندگى و جانفشانى نسبت به اولياى دولت قاهره نمودند . چاى و حلويّات و ناهار براى ايشان آوردند . بعد از امضاى اين مقدّمات [ 33 الف ] در مرو نو تفصيل استخلاص غربا و اطلاق اسرا را در عريضه [ اى ] مسطور داشته دوازده طلا به تركمانى داده روانهء ارض اقدس نموده كه عريضهجات را حاجى قاسم تاجر طهرانى به دار الخلافه خدمت اولياى دولت قاهره رسانيد .
بعد از دو روز گذشته كدخدايان ساروق و سالور آمدند كه بايد غلامان مستخلص باج بدهند از قرار نفرى چهار طلا كه چهار هزار طلا باشد . همهمه در ميان اسرا افتاده نزديك بود كه متفرّق شوند . بعضى را استمالت و بعضى را اطمينان دادم . بعد آدم به نزد اوراق خواجه كه حاكم است فرستادم كه اين چه معنى دارد .
سركار امير قرار دادهاند كه هيچيك از اين اسرا دينارى به احدى باج ندهند و كسى مزاحم اينها نشود . جواب حاكم آمد كه به حرف من گوش نمىكنند . هرچه سعى مىنمايند كسان من كه اينها ترك هرزگى كنند نصيحتپذير نمىشوند .
خلاصه با خليفه [ و ] اراض خان « 2 » تكه و بعضى از كدخدايان در اين باب گفتگو كرديم و خليفه با اراض خان هم سعى بسيار كردند كه مردم دست به اين نوع كار نزنند . اجامره و اوباش قبول نكرده [ 33 ب ] آنچه خليفه در قوه داشت سعى كرد به جايى نرسيد . آخر الامر گفتند كه اگر خليفه بعد از اين در اين باب گفتگو نمايد شب بر سر خانهء او ريخته او را مىگيريم . با اوراق خواجه و ايلچيان بخارا اموال ايشان را به غارت برده و خود ايشان را به ارگنج مىفرستيم و اهالى بخارا را وجه مصالحه با خان ارگنج قرار مىدهيم . خليفه هم معطل مانده اهالى بخارا نيز واهمهء كلى نمودند . هرشب در جائى بودند و قرار دادند كه اسرا را هم مىفروشيم .
در اين ميانه هرچند مردم از دوست و آشنا از اين فدوى خواهش نمودند كه شما رضا بدهيد غلامان باج بدهند اصلا قبول نكردم . بههمين كشاكش هشت روز
هامش
( 1 ) . اصل : منتبعه
( 2 ) . ( - اراز خان )