تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
نرسد ما به دولت عليّه نخواهيم آمد . از اينجا مراجعت نموده به بخارا مىرويم و به تركمانها مىگوئيم غلامان را برگردانند . يك روز توقف نموده هرقدر سعى كردم و موعظه نمودم كه غلامان فقيرند و من اخراجات و اكل و شرب و كرايهء مال آنها را مىدهم و اين فقره كه شما مىگوئيد صدقش معلوم نيست اصلا نپذيرفت . ديدم مفسده مىشود و هم كار تركمانان اعتبارى ندارد . بايد در ميانهء شورش بسيار « 1 » و غلامان بيچاره چيزى ندارند و سبحانقلى بيك هم جاهل و نادان و نصيحت‌پذير نيست و اصرار بر نيامدن مىكند . لاعلاج تمسّكى نوشته به او دادم كه مبلغ يكصد و پنجاه طلّا كه دويست تومان است بعد از ورود به دار الخلافه به شما مىدهم . حاجت به مفسده و شورش و بازگشتن نيست . الان هم همان تمسّك در نزد مشار اليه [ 35 الف ] ضبط است . تمسّك را مهر كرده به او سپردم . آرام گرفت و مفسده و فتنه را خاموش [ كرد . ]

[ مزدران ]

از آنجا روانه شده به شورلق و از آنجا به مزدران آمديم . از مزدران آدم خدمت امير الامراء العظام سركار حسين خان به مشهد مقدس فرستاديم كه ايلچى بخارا دو نفر آمده‌اند و عدد نوكر و مالهاشان را مشخص كردم . منزل و خرج به جهت ايشان مشخص فرمائيد و خود هم چند سوارى را قراول نمودم كه نگذارند اسرا متفرق شوند و به جائى بروند تا ورود ارض اقدس . در مزدران حاجى ملا حسن طهرانى و حاجى قاسم با جمعى از تجار ترك و تاجيك به قدر بيست بار شيرينى و فواكه را به اسرا تقسيم كرده رسانيدند .

[ مشهد ]

از مزدران به چهار گنبد و از آنجا روانهء ارض اقدس شده جميع علما و فضلا و كسبه و تجار و زوّار و دوست و بيگانه به استقبال آمده بودند كه الحمد لله تعالى مساوى يك هزار و كسرى اسرا از پرتو يك ذرّه عنايت حضرت بندگان اقدس شاهنشاه اسلام‌پناه روح العالمين فداه استخلاص يافته‌اند . قبل از عهد ملوك ما سلف الى الآن [ 35 ب ] چنين اتفاقى نيفتاده . همانا اين موهبت عظمى مخصوص ايام شاهنشاه اسلام‌پناه روحنا فداه بوده .
هامش
( 1 ) . عبارت ناقص مىنمايد .