پنجاه سوار به استقبال آمده ما را داخل مرو نو كه جاى خليفه است منزل داد .
چهار روز در مرو به جهت آسايش مراكب مهمان خليفه بوديم . حق مطلب آنكه اين فدوى بقدرى كه در ولايات متفرقه سياحت كرده مانند خليفه جوانمرد نديدهام و نيست . تفصيل آن را بايد عليحدّه عرض كرد .
همه ريشسفيدان تكه و ساروق و سالور جمع شده اظهار ارادتمندى و جاننثارى نسبت به دولت عليّه مىكردند . مىگفتند هرگاه بندگان اقدس شاهنشاه اسلامپناه روحنا فداه ما را به چاكرى و بندگى [ 10 ب ] قبول فرمايند ما غلام جاننثاريم و هر خدمت كه از دولت عليّه رجوع شود در انجام آن جان فشانيم .
و تفصيل اين مقدمه آن است كه جماعت ساروق اجماع كرده نياز محمد باى را كه از جانب خان ارگنج حاكم در آنجا بوده و در سال قبل با هزار [ و ] دويست نفر در قلعه كه خود محمد نياز باى در مرو نو ساخته بود كشتند . آنهم بايد عليحده عرض شود .
[ جهار جوى ]
از مرو آب و آذوقه برداشته روانهء بخارا شديم . از مرو الى بخارا شصت فرسنگ است و الى چهار جوى چهل و پنج فرسنگ . در راه مرو تا چهار جوى چهار چاه دارد ، سه چاه آب شور و تلخ كه به كار دواب و مواشى مىآيد و يكى شيرين .
فاصلهء فيما بين چاهها دوازده فرسنگ است . علف كمتر بههم مىرسد .
بعد از طى مسافت معروضه به چهار جوى رسيديم . در آنجا قلعهاى دارد بسيار بزرگ ولى بسيار خراب . در سه سال قبل كه سركار امير به محاصرهء خوقند رفته بود خان ارگنج با سى هزار جمعيت بر سر چهار جوى آمده چهل هزار خانوار را از آنجا كوچانيده برد .
مسافت آبادى ملك چهار جوى شانزده فرسنگ طول و دو فرسنگ عرض است . در كنار آب آمويه كه مشهور به جيحون است واقع شده . [ 11 الف ] حاكم آنجا احمد بيك سركردهء عساكر است . يك روز در آنجا توقف نموده فردا روانهء بخارا شديم .
[ قرهكول ]
از چهار جوى الى بخارا پانزده فرسنگ است . به كشتى از آب عبور نموده در