شكارگاههاى آن ديار است نهضت [ فرموده ] روز شنبه بيست و ششم شهر ذى حجه روانه شدند .
و در سال هزار و شصت و دو هجرى نوروز سلطانى را كه شب چهارشنبه نهم شهر ربيع الاول بود به خوشحالى تمام گذرانيدند .
درين اوان خبر رسيد كه جنود هنود به ارادهء محاصرهء قندهار وارد ولايت باختر شدند . حسب الامر جمعى از قشون مأمور خراسان بعد از آنكه مدت سه سال و هشت ماه و بيست روز از محاصرهء اول قلعهء قندهار برآمد پادشاه هندوستان با عالم عالم لشكر از دار الملك جهان آباد به سمت قندهار حركت نموده اراضى ولايت كابل را مقرّ اقامت ساخت .
و در اواخر سال مذكور بار ديگر سلطان اورنگ زيب را با يك صد هزار كس از طرق مولتان و جمعى از امرا با سعد الله خان وزير را با يكصد هزار نفر از طرق كابل و پنج هزار سوار به سركردگى اسد خان قراول و پنج هزار نفر ديگر به سركردگى حاجى خان بلوچ به كار جنداولى پرداخته روانه شدند .
ز بس لشكر آمد از آن سوى شرق * تو گفتى همى آمد از ميغ برق
مجملا بعد از قرب به ولايت قندهار قصبهء فوشنج كه از جمله ابنيهء هوشنگ ابن افراسياب است با زمين داور [ و ] كوه خون دره به تفصيلى كه در تواريخ ثبت است به تصرف عساكر هندى درآمد . چون خبر اين مقدمه به شاه ايران رسيد يرليغ بليغ به احضار عساكر ظفر مآثر ممالك ايران صادر [ شد ] كه تمامى به همراهى امراء نامدار در چمن اسفزار به عزم سفر باختر حاضر شوند . بالجمله بعد از آنكه مدت پنج ماه و دوازده روز از ايام محاصره سپرى شد و عساكر هندى از تصرف قندهار قرين نوميدى آمدند و بسيارى از جنود هنود را به كشتن دادند با جهان جهان حرمان طبل رحيل كوفته متوجه ولايت هندوستان شدند .
و به تاريخ پانزدهم شهر ذى قعده هزار و شصت و دو موافق سنهء لوى ئيل تركى از پاى [ 65 الف ] حصار كوچ كرده عازم ديار خويش شدند . شاه مظفرلوا بعد از آگاهى از معاودت سپاه هندوستانى به تاريخ روز شنبه هشتم شهر ذيحجه از باغ قوشخانهء اصفهان به صوب مازندران [ حركت كرده ] و در شب جمعه هيژدهم شهر محرم سنهء هزار و شصت و سه هجرى داخل قصبهء اشرف شده و داد عيش و خرمى را در آن ولايت جنت درايت داده و نوروز سلطانى را هم در آنجا گذرانيدند .