سوانحى كه درين اوان به ظهور آمد آن است كه در آن اوان كه ندر محمد خان پادشاه بلاد تركستان از مخالفت پسر و غدر پادشاه هندوستان به ايران آمده بود چنانچه سابقا ذكر شد هرجومرج تمام به حال سكّان ولايت بلخ و توابع و ملحقات آن راه يافته هر گروهى به طرفى رفتند و جمعى از آن گروه به سمت ولايت هرات آمده حسب الامر پادشاه عباسقلى خان شاملو بيگلربيگى آن جماعت را در آن ولايت مسكن داده به فراغ بال مىگذرانيدند .
درين ولا كه خاطر اقدس از كار مملكت شرقى فراغت يافت و از هرات متوجه مشهد شدند آن جماعت را هواى موطن مألوف در سر افتاده به سمت مقصد مراجعت نمودند . در عرض راه ايدى تعدى به مال مردم آن سرحدات دراز كرده آنچه به نظر ايشان درآمد به دستانداز ربوده بردند . چون اين خبر شيوع يافت امراء سرحدها كه عبور آن گروه به طرف ايشان اقرب بود ملازمان كارديده ايلغار كردند . از آن جمله عليقلى خان حاكم ماروچاق و نقدى سلطان حاكم پنجده و عليقلى خان حاكم مرو تا حدود اند خود رانده بدان جماعت رسيده بىمحابا « 1 » بر آن گروه تاختن آوردند . عساكر مشار اليهم به تاراج اسباب مشغول گرديدند . جمعى از طايفهء ياغيه كه كارديده بودند اين معنى را از جملهء شواهد اقبال شمرده به يكبار بر خوانين تاختند و به آسانى مشار اليهم را به قتل رسانيده راه ديار خويش پيشگرفته رفتند .
چون اين خبر به سمع شاه رسيد ولايت مرو شاهيجان را كه از بلاد معظم خراسان و از جملهء ابنيهء عاليهء طهمورث پيشدادى است و مدتها دار الملك سلطان سنجر بود به قورخمس بيك ولد مرحوم معظم اليه داده و او را به رتبهء خانى مباهى فرمودند و ساير امورات آن سرحدات را نيز نظمى كافى داده روز سهشنبه سلخ شهر صفر ختم بالخير و الظفر رايات فيروزى آيات از مشهد به صوب دار السلطنه [ 64 الف ] نهضت گرفته روز چهارشنبه بيست و هفتم شهر شعبان مطابق هفتم شهريور ماه جلالى موافق اودئيل هزار و پنجاه و نه هجرى به طالع پنجم درجهء برج قوس داخل قلعهء اصفهان شده آفتابوار بر صدر مسند كامروائى تكيه فرمودند .
و هم در آن زمان كه رسيدن جرم نيّر اعظم به نقطهء اعتدال ربيعى بود شاه ايران بعد از عيش و سور نوروز خجسته دستور به سير گلريزان پل زايندهرود
هامش
( 1 ) . اصل : مهابا