مجملا بعد از نزول به چمن بسطام خود به نفس نفيس عرض لشكر را ديد .
درين اثنا از جانب خواندگار سلطان ابراهيم نامهء دوستى شمامه [ كه ] محتوى بر اظهار تهنيت و مباركباد سفر قندهار بود با تحف و هدايا به نظر پادشاه رسيد .
جواب نامه به طريق خوب به تحرير [ درآمد ] و به صحابت فرستادهء روم با چند قلاده فيل ترسيل .
و هكذا نامه به سلطان خرم پادشاه هندوستان ابلاغ فرمودند . حاصل مضمون نامه آنكه نظر به روابط پدر فرزندى نموده خرابهء قندهار را به اين فرزند صداقتكيش صدقانديش تفويض نمايند تا ساكنان ممالك طرفين به عافيت و رفاهيت و امان و پادشاه جمجاه مورد الطاف ملك منان و قرين دعاى پير و جوان باشد .
ديگر سوانحى كه در بسطام ظهور يافت آن است كه فيما بين رستم خان والى گرجستان و داود بيگ ولد طهمورث خان كه داعيهء سلطنت تمام بلاد گرجستان را من حيث الارث در خاطر خود قرار داده بود و ابواب چاكرى پادشاه را يكباره دربسته و طريقهء خيانت با دولت و منازعت با رستم خان را به قدم جرأت « 1 » پيموده بود . . . « 2 » ادب اتفاق افتاده با اينكه رستم خان به عنوان شكار ، نه براى پيكار از خانه به صحرا رفته بود شكست بر مخالفين افتاده داود بيگ و بسيارى از تبعه و لشكريان در آن عرصه قتيل و جمعى ديگر اسير پنجهء تقدير شده مال و اسباب به دست غازيان افتاده ، اين فتح مبين باعث خرمى خاطر شاه و سپاه گرديد .
و در روز جمعه سوم شهر رجب از چمن بسطام حركت و در روز پنجشنبه هفتم شهر شعبان وارد خاك پاك ارض طوس [ شده ] بعد از زيارت آن مرقد سعادت مأنوس چند روزى به جهت انجام بعضى مهم در آن ولايت رحل اقامت انداختند .
هم درين وقت والدهء حضرت شاه دعوت جناب ايزد را لبيك اجابت گفته در روز جمعه بيست و نهم شهر شعبان در آن مقبرهء منوره مدفون شد . [ 62 ب ]
هم درين اوقات حسب الامر صحن آستانهء مقدسه از خشت فرش و جدار آن كاشىكار و ديگر تعمير [ ات ] كه لازم بود كردند و به اتمام رسانيدند .
و در همين ايام ساروخان تالش سردار عساكر خراسان كه به كمك ندر محمد خان مقرر شده بود وارد ركاب گرديد . كيفيت آن واقعه على سبيل الاجمال آنكه در
هامش
( 1 ) . اصل : جراعت
( 2 ) . كلمهاى پاك شده است .