خسرو هندوستان بنابر صرفهء احوال خويش اين معنى را از شواهد اقبال و نعمتهاى غيرمترقب شمرده به سركردگى اورنگ زيب و اتاليقى على مراد خان زيگ كه از چاكران فرارى حضرت شاه بود و سعيد بهادر با موازى يكصد هزار نفر از سپاه هندوستانى به حسب ظاهر امداد و اعانت و در باطن غنيمت و فرصت نام گذاشته از طرق كابلستان به مملكت بلخ فرستاد . هنگام ورود آن لشكر خدعه نمود . خان تركان از حقيقت ضمير و كيفيت تدبير آن جماعت كمفرصت آگاه گشته به اضطراب تمام به بلدى چند نفر از ملازمان جانسپار فدوى به صوب ايران نهضت [ كرد ] .
چون اين خبر خير اثر به عرض شاه رسيد يرليغ بليغ به حكام بلادى كه خان تركان را بدانجا عبور واقع مىشد صادر و مقرر شد كه مىبايد بعد از ورود معظم [ اليه ] به هريك از بلاد نهايت اعزاز و احترام به كار برند و نوعى نمايند كه خاطر عزيزش از هرمواد خرسند شود .
مجملا بعد از طى مسافت روز شنبه بيست و ششم شهر شعبان هزار و پنجاه و پنج تخاقوى ئيل در دار السلطنهء اصفهان به ملاقات شاه ايران رسيد . از نوازش و مهربانى شاه ، همه آزار و مشقت از ضميرش محو گرديد . بعد از روزى چند كه از رنج راه آسود و از لوازم مهمانى و مهماننوازى با نصيب و با بهره آمد به توسط مقربان بارگاه مقاصد و خواهش شاه تركان به مسامع شاه ايران رسيده سارو خان تالش با عساكر بيكران « 1 » و قشون خراسان در ركاب معظم اليه روانه و آنچه از اسباب كه سركار معظم اليه را ضرور و در كار بود مهيا و تنخواه ملازمان و ساختگى راه و بسيج سفر نموده در روز هشتم رمضان المبارك در ساعت خوب [ 61 ب ] روانهء صوب مقصد گرديدند و در آخر كار از توجهات شاهنشاهى در يوم نهم شهر شوال سنهء مذكور داخل ولايت بلخ گرديده به مطلب خود رسيد .
و هم درين سال جاننثار خان ايلچى سلطان خرّم پادشاه هندوستان به ايران آمده روز شنبه پنجم شهر ذى حجه داخل اصفهان و در روز عيد قربان به شرافت خدمت شاه مشرّف شد و هديهاى كه از جانب سلطنت پناه مذكور آورده بود به نظر مبارك رسانيد .
وقايع سنهء 1056 هجرى اواخر تخاقوئيل تركى بود - حضرت شاه مقرر فرمود كه ديوانخانه كه درخور نشيمن باشد در باغ دلگشاى جهاننما بنا نهند و زود
هامش
( 1 ) . كذا ، شايد : بيگلران