تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
دولت روزافزون به موجب حديث « نبدء الاهم فالاهم » جلوس ميمنت مأنوس آن حضرت را اهمّ مطالب دانسته در هنگامى كه از سن شريفش به قول درست نه سال و هشت ماه و بيست و هشت روز گذشته بود [ به ] قدم مسرت توأم بر صدر مسند فرمانروائى بلاد جهان قرار گرفت . مجملا بعد از آن‌كه سرير سلطنت و جهانبانى از مكامن غيب و خلوتخانهء
« تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ »
بدان حضرت ارزانى شد بسيج سفر نموده از ولايت كاشان عازم دار السلطنهء قزوين [ شد ] و در روز يكشنبه بيست و چهارم شهر ربيع الاول ولايت مذكور به فرّ وجود مسعود مژدهء سرسبزى و نويد شادابى يافت . در همان ساعت كه خطبه به نام نامى آن شهريار خوانده مىشد وجوه دراهم و دنانير را بدين سكهء محلّى و مزيّن فرمودند :
به گيتى سكهء صاحبقرانى * زد از توفيق حق عباس ثانى
و هم در آن روز يكى از نازك خيالان بلاد ايران تاريخ جلوسش را « ظلّ معبود » يافته . بعد از سپرى شدن اين مقدمه در روز چهارشنبه چهارم شهر ربيع الثانى حضرت خلافت جناب مير مرتضى قمى را درميان علما و فضلاى بلاد ايران به مرتبهء معلمى سرافرازى بخشيده به اكتساب كمالات صورى و معنوى اراده فرمودند . تا مدت يك سال به دولت در آن ولايت به فراغ بال به عيش و عشرت گذرانيده سكنهء آن ديار به رفاهيت تمام در ظلّ درايت خورشيد آيتش اوقات مىگذرانيدند . [ 60 الف ] درين سال مرتضى قلى خان حاكم مرو شاهجان عريضه [ كه ] مشتمل بر ورود خيريت آمود امامقلى خان پادشاه بلاد تركستان بود به پايهء سرير خلافت مصير فرستاد . مضمون آن‌كه چون جهان بين آن خان با عز و تمكين از منصب رؤيت معزول گشته لهذا فرقهء اوزبكيه همگى دست بيعت به ندر محمد خان برادر اعيانى پادشاه مذكور داده‌اند . از اين رهگذر حضرت سلطنت پناهى عروس ملك را طلاق سنى بر گوشهء چادر بسته و اساس كارخانهء دولت را دربسته به تصرف برادر داده به اعتقاد ثابت جازم عازم بلاد ايران گرديده ، شايد كوفت چشم [ را معالجه ] نموده باز به ولايت تركستان مراجعت نمايد و بر تخت دولت متكى گردد . در جواب عريضهء مشار اليه فرمان صادر شد كه در حين ورود شاه ترك از
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 107 | ايرج افشار