واهب مهر مواهب به همه جهت خاطر فيض [ بخش ] نواب شاه از مقدمات ضرورى مملكت دارى كه از لوازم امور جهان به امنيت فراغ حاصل نمود ، نيّت صدق طويّت بدان معطوف و مصروف شد كه به شوكت و شكوه بيرون از حدّ قياس لشكر قيامت اثر بلاد ايران را به قصد تخريب بلاد هندوستان گسيل فرمايد و فرمان شاهى به احضار عساكر و سرداران سپاه ظفر اثر صادر [ كرد ] كه همگى و جملگى به تهيهء اسباب سفر پرداخته انتظامبخش احوال خيرمآل لشكر ظفر اثر شوند .
مجملا در اواخر ييلان ئيل هزار و پنجاه و يك هجرى از دار السلطنهء اصفهان به شكوه تمام و شوكت فوق حدّ الكلام با لشكرى بيرون از حيّز شمار كه از حدّت و تندى ايشان دل در برج حمل بر اوج فلك محترق شدى و جان در تن دو پيكر بسان كبوتر به پرواز آمدى .
زمانه سيرت و دريا نهيب و چرخ توان * سهيل رايت و مه چتر و مشترى فرهنگ
عزم خروج فرموده در شب يكشنبه ششم شهر محرم الحرام به طالع سيزدهم درجهء دلو و موضع آفتاب شانزدهم درجهء برج حمل داخل ولايت كاشان شدند . بعد از چند روز به حسب تقدير ملك قدير مزاج وهّاج پادشاه خدا آگاه از منهج اعتدال گرديده هرچند طبيبان جالينوسى نشان كه در صورت و معنى يد بيضانماى [ 59 الف ] امر طبابت بودند به قانون علاج مىكوشيدند مفيد نمىافتاد .
بلكه روزبهروز مرض شدت بههم رسانيده پيشتر مىشد .
تا آنكه حسب الفرمان معبود مطلق ، آن جهاندار محقق دست اعتصام به عروة الوثقى مرحمت زده گرفتن قصور بهشت جاودان را بر تسخير جهان فانى ترجيح داده به موجب مضمون وافى هدايهء
« كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ »
در روز محنت اندوز دوشنبه دوازدهم شهر صفر هزار و پنجاه و دوى هجرى دعوت بخشندهء بىمنت را به زبان خموشى لبيك اجابت گفته مرغ روح پرفتوحش روى اميد به گلشن سراى قدس نهاد . ظاهرش اينكه جسد مطهر آن شاه جنت آرامگاه در قرب جوار مزار منورهء معصومه مدفون شده باشد ، و الله عالم بحقايق الامور .
جهان چهار باغى است آراسته * ز برگ گل و سبزه پيراسته
عناصر شده چهار ديوار او * بههم ساختنها نگه دار او
شده آبيار رياضش غمام * بهار و خزان اندر آن صبح و شام