كرد و عذر آن عبارات به اكمل وجهى خواست .
صفت سابعه : در عموم احوال جادهء « الاقتصاد فى الامور اقرب الى الصواب » و انسداد نگاه دارد و مثلا احترام علماى اعلام و اكابر و اعاظم مرعى فرمايد ولى [ نه ] چندانكه حمل بر ذلّت نفس آيد و خارج از طريقهء سرورى نمايد .
در بذل عطايا و صلات و مواجب و مرسومات و صدقه و انعام و تكلف و اكرام اجتهادات جميله به ظهور رساند ، ولى نه به حدّى كه داخل در نهى «
وَ لا تَبْسُطْها
[ 24 الف ]
كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً
» شود . مطايبه و مزاج مستحب را در بعضى اوقات يا براى اظهار تفقد « 1 » به زيردستان ، يا رفع كسالت حاصله از شواغل ملكى مضايقه ندارند ، نهايت به اندازه كه از سرحدّ وقار و مهابت برترى و رياست تجاوز ننمايد . لوازم سياست با مستوجبين معمول سازند ، اما [ نه ] برقرارى كه ذيل معدلت به لوث ظلمى آلوده آيد ، و هكذا الى ما يشاء اللّه من محاسن الخصائل .
صفت ثامنه : به حكم « المشاورة حصّ من الندامة و
« وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ »
در مهمات مهام و معظمات امور مشاورت با ارباب فطنت و عقول فرمايد و از بوستان هر خاطرى نسيم تدبيرى كه به وزيدن آيد به شامهء مستقيمه استشمام نمايد ، و به مفاد « استمع الاقوال فاتبع احسنها » افضل و احسن آن را كار فرمايد .
صفت تاسعه : در اشخاص و افراد ناس حتى خدّام خلوت خود به حقارت ننگرد و نامشان به خفّت نبرد و حفظ مراتب هركس به وجه احسن فرمايد .
صفت عاشره : بر هفوات اصحاب زلات كه « ولو لم يكن ذنب لم [ 24 ب ] عرف العفو » دامن تجاوز و اغماض بگستراند .
* * * « تلك عشرة كاملة » - صفات كمالش خارج از حدّ بيان است و ذكر همين ده خصلت اكتفا برفت .
هرچه گفتيم در اوصاف كماليهء او * همچنان هيچ نگفتيم كه صد چندان است
[ خدمات او در طلوع سلطنت ناصر الدين شاه ]
[ محل عنوان ] در بيان خدمات كافيه و مهمات مهمه كه در به دو طلوع نيّر سلطنت
هامش
( 1 ) . اصل : نفقه .