تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
در آن عهد جناب اجل امجد تا سال آخر سلطنت كماكان به منصب نبيل وزارت لشكر مخصوص و در سدّ ثلمات حادثه از اطوار مذكورهء سابقه در مملكت ايران
« كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ »
بودند . چون اعتماد و اعتنائى به حالات و حركات آن ايام نداشتند چون طبيب حاذق به محاسن تدبير در حفظ صحت حاصله و منع حدوث امراض مزمنه اشتغال مىورزيدند . تا در سال آخر چنانچه سبق ذكر يافت به ولايت كاشان تشريف [ 22 الف ] فرما و به تهذيب اخلاق حسنه و تكميل ذات شريف پرداختند . بلى مناسب آن مقام مقتضى چنان است كه بعضى از صفات و خصايل و حالات فضايل آن جناب را در ذيل اين مطلب سمت تحرير دهد . صفت اولى : آنكه اطاعت و انقياد حضرت سلطنت و ملاحظهء جهات « 1 » ادب و حرمت ذات اقدس شهريارى را چنان ملكه و مكتسب نموده كه گويى مجبول طبيعى است ، و چون بياض تلخ و حمرت و روشن جزو سجّيت است امضا احكام و اشارات پادشاهى را به مقدمات تدمير تالى بر تقدير شمارد .
حكم قضا و امر شهنشاه توأمند * هرجا كه مىكشند عنان هردو باهمند
صفت ثانيه : در حفظ احكام شرع شريف و زجر و منع ارباب فسق و فجور و مواظبت عبادات موقنه چنان جاهد و ساعى است كه شواغل ملكى و مشاغل دنيوى آنى از امعان نظر در مضامين اين ابياتش غافل و زايل نسازد .
فلا تدق الدنيا فانى طعمتها * و سبق عذبها و عذبها فلم ارها الّا [ 22 ب ] غرور او حرة * كما لاح فى الارض القلاة سرابهما مشاربها قد كدورت حين قدرت * فاصاح قل لى كيف بصفو نيرابها
صفت ثالثه : ليس العد على قال بمأمون ، آنى و طرفة عينى از خديعت و مكيدت دشمنان دينى و ملكى غفلت نورزد و على حسب الامكان طرق خديعتشان به مصالح تدابير مسدود سازد . اگرچه با همه دول اسباب صلح و معاهدت را ساخته دارد ولى روزى نيست كه ترتيب اسباب قتال و تمهيد قواعد جلال را مهمل گدازد .
مباش ايمن از دشمن و كيد او * مبادا كه ناگه شوى صيد او
چنانچه اشارت به اين معنى در بيان محاربهء فورى و مجادلهء قهرى كه با دولت
هامش
( 1 ) . اصل : جات .