انگليس روى نموده خواهد رفت ، ان شاء اللّه تعالى .
صفت رابعه : در حفظ عرض و بدنام نكردن خاندان عفاف و صلاح دست اهتمام دراز و زبان بدگوئى كوتاه دارد ، و رجاى واثق كه مضمون « من كف لسانه عن اعراض الناس امال الله عشرته يوم القيمة » شاهد حال خير مآلش آيد .
صفت خامسه : حفظ عهد است كه به حكم
« فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ »
[ 23 الف ] از شكستن عهد و ميثاق اجتناب و احتراز لازم مىشمارد و عهدى كه مىفرمايد با هركه باشد خلاف آن روا ندارد .
صفت سادسه : در ضمن مكالماتى كه با يكى از دوستانم اتفاق افتاده بيان مىشود . در مجلسى خالى از بيگانگان دهان مقالم به ذكر محامد و شكر فضايل جناب صدارت عظمى رطب اللسان آمد . يكى از دوستانم بدين عبارت اشارت آورد كه بىعيب خداست . رنجيده در او نظر كردم و بر زبان آوردم كه اين معما را بيانى و آن لغز را ترجمانى لازم است . از چنين ذاتى شريف و عنصرى لطيف كه به جميع محاسن آراسته و از عموم خسائس پيراسته است عجب نمايد و بديع آيد كه سخن ساعى و نمّام رايحهء استماع و محلّ اصغا رساند و مفاد « اطرو عنك اهل النميمة فانهم ينغضون الناس اليك و ينغضونك الى الناس » را كار نفرمايد .
گفتم خاموش كه ميانهء سماع و استماع فرق نكردى و تحقيق مطلوب را با تجسس منهى تفرقه نگذاردى . « 1 » قياست مع الفارق « 2 » و « الفرق بينهما كالبعد بين المغارب و المشارق » است . بزرگ را ناگزيرست كه سخن هركس بشنود و از پى هر آواز برود ، بلكه تفتيش احول رعايا [ 23 ب ] و رفع تعدى ساليان را جواسيس بر هر ولايت و هر محل گمارد ، تا او كه در مملكت به منزلهء روح در بدن است از هر جزيى از معايب و مناقص ملك و حالات وضيع و شريف باخبر باشد و اصلاح آن را انظار اهتمام مصروف فرمايد .
كى شنيدى كه به حرف نمّامى هتك پردهء احترامى كرده ، يا به قول غمّازى بيگناهى بر دار آورده . چنين وجودى است كه هر سخنى را اصغا نمايد در مقام تحقيق برآيد ، و امضاى حكمى از احكام ، قبل از اتمام حجت و الزام مدعى نفرمايد . تصديقم
هامش
( 1 ) . اصل نگزاردى .
( 2 ) . اصل : انفاق .