او بودند به غوغاى عوام الناس و به يورش اهل سوق به قتل رسيدند . اين معنى مجددا شاعل نيران مفسدهء كلى گرديده نواب وليعهد غفران مآب به انواع تدابير و زحمات رفع آن فرموده ، اين هم باعث يك نوع اغتشاش و اختلال در كار دولت ايران گرديد .
[ محل عنوان ] بعد از ارتحال خاقان خلد مكان از دار فنا به سراى بقا كه به حكم وليعهدى و استحقاق شاهنشاهى ، خلد جايگاه مبرور محمّد شاه قاجار نور اللّه مرقده زيبافزاى اريكهء سلطنت ايران گرديدند با آنكه كتب تواريخ و حالات سلاطين سلف شهادت و مىدهد « 1 » كه پادشاهى به آن همّت و فتوت و مهابت و عطوفت [ 5 ب ] ديندارى و سخاوت نيامده و در برابر همّتش « مايهء بحر و كان » اندك نمودى ، و مقابل سطوتش پورزال پيرزالى بودى ، و در حيا و حجاب تأسى به سمّى نامى فرموده ، و تقوى و پرهيزگارى را پيرايهء سلطنت و شهريارى نموده اما دو علت در سلطنت آن ذات شريف چون مادهء شقاقلوس عارض گشته بود كه موجب مناقص كليه در امور ايران و گسيختن رشتهء انتظام آن مرز و سامان آمده :
يكى آنكه به عارضهء درد پا و دست مبتلا بودند و بايستى اكثر اوقاتشان مصروف معالجه و مداوا و بيشتر ايّامشان موقوف ملاقات حكما و اطبا باشد ، و اين معنى اظهر من الشمس و ابين من الامس است كه شخص انسانى هر قدر در امور مملكتدارى و نظم مهام شهريارى جاهد و ساعى باشد با وجود چنين دشمن خانگى هرروز و شب مواظب آزار و اذيّت روح و مانع طبيعت از ميل و اقبال به محاربه و فتوح است . كارى چندان و مهمى چنان از پيش نمىتواند رفت كه
« لَيْسَ
[ 6 الف ]
عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ » .
و اين مدّعا را برهانى است قاطع و « راحتى نيست در آن خانه كه بيمارى هست » اين مطلب را دليلى لامع .
[ دربارهء حاجى ميرزا آقاسى ]
ديگر آنكه به مقتضاى حسن ظنى كه از ايام صبى و شباب به مرحوم حاجى ميرزا آقاسى معلّم دبستان خود حاصل داشتند و از راه چربزبانى و خوشنمايى خود را در
هامش
( 1 ) . اصل : دهد