بواسطهء مشتهيات خاطر و تحصيل مآرب از اين حالات فارغ و در ترتيب اسباب تجملات و تنقيح به اكل و شرب و عمارت مىپرداختند و در ميانه كسى كه « رنج خود و راحت ياران » مىخواست و آنى از لوازم مملكتدارى و دشمن شكارى فراغت حاصل نمىساخت نواب غفران مآب وليعهد رضوان مهد عباس ميرزا صاحب اختيار مملكت آذربايجان نور اللّه مرقده بود ، و چندين سال در مقابل دولت بهيهء روسيه مقاومت نموده ، گاه به فتح و فيروزى و گاه به تقاعد و مماشات روزگار مىگذرانيد تا آنكه در هزار و دويست و چهل و دو هجرى مادهء نزاع و محاربهء دولتين تسلطى تمام و شدّتى لاكلام يافته يك ملك آذربايجان مقاومت در برابر دولت چنان نتوانست كرد . استمداد و استعانت از حضرت سلطنت خواسته و انجام آن مهم را موكول به دستور العمل اولياى دولت ساخته از ساير ولايات شاهزادگان [ 4 ب ] كه محل اطمينان به جهت اينگونه اوقات بودند معاونتى ميسور نشد . در مقرّ خلافت هم اسباب كارى كه بايد و شايد حاضر نبود . لاعلاج به بعضى تدابير ضعيفانه كه نمونهء تدبيرات نواب شاه سلطان حسين صفوى انار اللّه برهانه بود دست زده به روانه نمودن علماى اعلام و اعلام جهاد به كسبه و عوام پرداختند و كارى از پيش نرفته صدمهء قوى و چشم زخمى شديد در آن محاربه به دولت عليهء ايران رسيد . تا به حال به لطايف حيل چند ولايت آذربايجان را به آن دولت واگذار و هشت كرور وجه نقد از خزانهء سلطانى داده يك كرور نيز بر ذمّهء قبول نمودند كه در موعدى معين برسانند و منازعه را به مصالحه و محاربه را به متاركه مبدل ساختند .
[ محل عنوان ] نظر به مقدمات سابقه سفرائى كه از دول خارجه در ممالك ايران رحل اقامت انداخته بودند بناى تحكمات غير مرضيه و رفتارهاى نامستحسنه گذاشتند . چون رفع ناملايمات ايشان را به زور عساكر و توپخانه [ 5 الف ] و قورخانه نامقدور مىديدند و وزيرى كامل و اميرى عاقل كه از قواعد و قوانين و پالتيك « 1 » و آيين دول خارجه كما ينبغى آگاهى و بصيرت داشته باشد نيز نبود كه به محاسن تدبيرات رفع ناملايمات ايشان نمايد كار منجر به آن شد كه يكى از وزراى دولت روس با صاحب منصبانى كه با
هامش
( 1 ) . ( - پلتيك ، سياست )