نهم - ريكاباشى
سركردهء ريكاها بود و در سفر و حضر بايست در ركاب ظفر انتساب با ريكايان ديگر حاضر باشند و حضور و غيبت ايشان ازو بازخواست مىشد و ساير ايّامى كه پادشاه سوار نمىشدند ريكاها بايست هرروز به نوبه چند نفر ايشان در خدمت صدر ممالك باشند كه ايشان را به خدماتى كه در ديوان الصدارة العلية العاليه باشد در ميان شهر رجوع نمايد كه منتفع گردند .
و به تصديق سركردهء مزبور و تجويز عاليجاه تفنگچى آقاسى بعد از رقم عاليجاه وزير ديوان اعلى مواجب و تنخواه به ايشان داده مىشد . و از قديم الايام دستور چنين بود كه ريكايان هميشه كلاه قورقى بر سر گذارند و نجقى به دست گيرند و خدمت مزبور مختص جماعت دار المرزى بود و مشار اليه مبلغ . . . « 1 » مواجب داشت .
دهم - تبردارباشى
[ 2 الف ] سركردهء تبرداران بود . بايست مشار اليه و ساير تبرداران هميشه در سفر و حضر و در سواريها در ركاب ظفر انتساب حاضر باشند و بازخواست حضور و غيبت ايشان با اوست .
و به تصديق او و تجويز عاليجاه تفنگچى آقاسى بعد از رقم عاليجاه وزير ديوان اعلى مواجب و تنخواه داده مىشد . و خدمت تبردارى نيز مختص جماعت دار المرزى بود و سواى ايشان به ديگرى رجوع نمىشد و موافق دستور و ضابطهء قديم بايست همگى تاج مخمل سرخ بر سر گذارند و تبرى به دست گيرند و در ركاب ظفر انتساب پيش از شاطران به فاصلهء سهلى دور تر روند .
يازدهم - مهترباشى
سركردهء مهتران طوايل سركار خاصّه بود و جل و يراق و غيره ما يحتاج اسبان به تحويل او ، و مبلغ . . . « 1 » مواجب در وجه او مقرّر بود .
دوازدهم - صيّادباشى
سركردهء صيّادان بود و بايست هرروزه صيّادان را به صيد طيور و وحوش فرستد كه اگر احيانا پادشاه سوار شوند و خواهند كه در صحرا قوش بيندازند و آهو و اردك و كبوتر و غيره شكار كنند از همه جنس حاضر داشته باشد . و در سفر و حضر بايست در ركاب
هامش
( 1 ) . بياض مانده .