اعلى رسيده باشد تنخواه داده مىشد .
ششم - رايضباشى
سركردهء رايضان بود و در سفر و حضر مىبايست با رايضان ديگر حاضر باشد ، و شغل ايشان اين بود كه همه روزه اسبان و كرههاى شاهى را كه معتاد به سوارى نيستند سوار شده تعليم دهند كه در وقتى كه قابل سوارى پادشاه شوند هموار باشند و حركت ناشايستى از آنها به ظهور نرسد كه موجب بازخواست گردد .
و به تصديق او و تجويز عاليجاه امير آخورباشى جلو بعد از رقم عاليجاه وزير ديوان اعلى موجب و تنخواه به او و رايضان مزبوره داده مىشد و مبلغ . . . « 1 » مواجب در وجه او مقرّر بود .
هفتم - نسقچىباشى
سركردهء جملهء نسقچيان و در سلك قورچيان مىباشد ، و مشار اليه با توابع خود بايد هميشه در ركاب ظفر انتساب حاضر باشند و به خدمات كشيك و غيره قيام نمايند . و پادشاهان كسى را كه امر به نسق مىفرمودند به عهدهء او مىشد .
و به تصديق او و تجويز عاليجاه قورچىباشى بعد از رقم عاليجاه وزير ديوان اعلى مواجب و تنخواه به ايشان داده مىشد و مشار اليه با توّابين « 2 » قاعده چنين بود كه تاج منديل پيچيده كه فاق تيرى كه پر دار باشد در پيش او نصب مىنمودند و به سر مىگذاشتند . [ ] و مبلغ . . . « 3 » مواجب در وجه او مقرّر بود .
هشتم - شاطرباشى
بايد هميشه با شاطران ديگر در ركاب ظفر انتساب حاضر باشند خواه در سفر و خواه در حضر و لمحه [ اى ] غافل نباشند و بازخواست حضور و غيبت ايشان با اوست .
و به تصديق او و تجويز عاليجاه ناظر بيوتات بعد از آنكه به رقم عاليجاه وزير ديوان اعلى رسيده باشد مواجب و تنخواه ايشان از دفتر مىگذشت و مبلغ . . . « 2 » مواجب در وجه او مقرّر بود .
هامش
( 1 ) . بياض مانده .
( 2 ) . جمع تابين .
( 3 ) . بياض مانده .