ظفر انتساب حاضر باشند .
و به تصديق او و تجويز عاليجاه امير شكارباشى [ 2 ب ] بعد از رقم عاليجاه وزير ديوان اعلى مواجب و تنخواه به ايشان داده مىشد و مبلغ . . . « 1 » مواجب در وجه او مقرّر بود .
سيزدهم - فيلبانباشى
سركردهء فيلبانان بود و در سفر و حضر مىبايست با فيلهاى پادشاهى حاضر باشند و هر وقت كه پادشاه به دولت سوار مىشدند فيلبانباشى و ساير فيلبانان به فيلها سوار شده در ركاب نصرت مآب بودند .
و مواجب فيلبانان به تصديق او و تجويز عاليجاه ناظر بيوتات بعد از رقم عاليجاه وزير ديوان اعلى داده مىشد و مبلغى مواجب در وجه او مقرّر بود .
چهاردهم - سگبانباشى
سركردهء سگبانان بود و سامسونهايى كه ايلچيان از ولايت اروس و غيره پيشكش مىآورند به ايشان سپرده مىشد كه محافظت نمايند . و در اسفار سانحه چنين مقرّر بود كه شبها سگهاى مذكور را آورده و چهار طرف سراپرده مىبستند .
و به تصديق او و تجويز امير شكارباشى مواجب و تنخواه ايشان از دفتر مىگذشت و مشار اليه مبلغ . . . « 1 » مرسوم داشت .
مقالهء چهارم در ذكر شغل كلانتران سواى كلانتر اصفهان
چون مشار اليه مجلسنشين بود لهذا اسم و شغل و عمل او در باب چهارم در سلك مجلسنشينان سبق ذكر يافت .
اوّل - كلانتر [ 3 الف ] عباسآباد
شغل مشار اليه آن بود كه توجيهات و تحصيصاتى كه فيما بين تبارزه « 2 » بايست بشود او توجيه مىكرد و دعوى گفتگويى كه فيما بين جماعت تبارزهء سكنهء عباسآباد رخ نمايد نزد مشار اليه مىرفتند و او به حقيقت به دعوى ايشان رسيده فيصل مىداد و چنانچه در نزد مشار اليه فيصل نمىپذيرفت اگر مقدّمات اصناف نزد كلانتر آمده او فيصل مىداد ، و
هامش
( 1 ) . بياض مانده .
( 2 ) . جمع تبريزى .