I
اوراق مربوط به پايان متن
( فصل سيم ) : . . .
دويّم - ساروقچىباشى
خدمت او اين بود كه منديل پادشاه را مىبايست هميشه او بپيچد و در مجالس عام در جاى معيّنى كه داشت قيام مىنمود و در سفر و حضر بايست حاضر باشد و مبلغى مواجب در وجه او مقرّر بود .
سيّم - مؤذنباشى
مشار اليه بايست در سفر و حضر در ركاب ظفر انتساب حاضر باشد و هنگام صبح و ظهر و شام اگر پادشاه در سفر باشد عقب سراپرده ، و اگر در حضر باشد در مسجد جامع بالاى گلدسته اذان گويد و مبلغ . . . « 1 » مواجب در وجه او مقرّر بود .
چهارم - كشيكچىباشى
بايد هميشه در ركاب ظفر انتساب در كشيك حاضر بوده اطلاع بر حضور و غيبت جماعت هميشه كشيك داشته باشد و مبلغى مواجب در وجه او مقرّر بود .
پنجم - جارچىباشى
مشار اليه چندين نفر از جارچيان تابين داشت و در سلك قورچيان عظام منسلك بود ، و در سفر و حضر بايست در ركاب همايون حاضر باشد و در ملاحظهء سان قورچيان عظام اعمّ از آنكه پادشاه خود ملاحظهء سان بفرمايند يا عاليجاه قورچىباشى ، در اردوى معلّى حضور او شرط است كه يكيك از عساكر را به آواز بلند طلب نمايد كه آمده از سان بگذرد و مبلغى مواجب در وجه او معيّن بود كه بعد از تجويز عاليجاه قورچىباشى به دستور [ الف ] ساير قورچيان بعد از آنكه به رقم عاليجاه وزير ديوان
هامش
( 1 ) . بياض مانده .