تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
پردهء ناموس مملكت را دريده كردند ، آنچه كردند . در اين عصر مبارك كه عموم ملّت ايران از خواب غفلت بيدار گرديده و از مرض جهل و نادانى رهيده‌اند جاى حسرت است كه از آن خاك پاك و از آن مردمان باهوش و ذكاء كسى حركتى نكرده و از تعيين وكلاء و مبعوثان آن حظه اثرى ظاهر نشده .
« و تو خود چه آدمئى كز ذوق بىخبرى » .
چشم باز كنيد . آفتاب تمدّن از مشارق عالم ايرانى دميده . . . « 1 » همه‌جا و همه‌كس . . . « 1 »

[ دربارهء عثمانى ] 25 ربيع الاول 1327

و كان فى الطنبور نغمة اخرى . درباريان باز در اين هنگام نغمه‌ساز و براى آغاليدن مردم آغاز دست‌آويزى و به جهت خود هم آوازى پيدا كردند و در افواه و السنه انداختند كه مشروطهء دولت عليهء عثمانيه به همه بيخبران بيخرد ملتفت نكته نشده ، مسئله را در مجالس نقل صحبت خود نموده ، در عدم جواز مشروطيت مبالغه‌ها كردند . با اينكه اين مسئله با مسائل تاريخى ما منافاتى است ولى چون از نكته‌اى وقوف و آگاهى دارم اجمالى شرح آن را مىنگاريم . دولت عثمانى كه از قرنى پيشتر در تحت قانون و در شمار دول مقننه محسوب بود در سنهء گذشته به علم و آگاهى ، قانون مشروطيت را در مملكت خود علم افراشت و اين گوى سعادت را برد . ليكن در مدت سى سال سلطان عبد الحميد سلطان عثمانى كه متابعت و مطاوعت مشروطيت را نمىنمود و مملكت خود را مقتنه مىداشت « 2 » براى حفظ و حراست خود . . . « 3 » فوج از فاميل خود برگزيد كه فقط در باب عالى قراولى نموده كه حافظ شخص سلطان باشند و اين . . . « 2 » فوج به ملاحظهء سلطان از ساير افواج مزيت و رجحانى داشتند .
هامش
( 1 ) . دنباله مطلب پاره شده است . ( 2 ) . كذا ( 3 ) . جاى رقم در اصل خالى است .