تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
مطالب تاريخى ما را در اين خصوص امضاء مىنمايد و چون بيشتر مردم ايران [ اين ] نكات را دانسته‌اند حاجت به برهان و دليل نداريم . همين‌قدر كافى است كه از زمان حكومت آصف الدوله تا حال ترقيم اين مقصود ، چهار سال مىگذرد و صباياى كوكلانى را كه به فشار اين آدم بىحميّت به روسها فروخته‌اند هنوز به وقاحت در روسيه گرفتارند و شاه ايران كه رعيت ايران را فرزند خود مىشمرد چنان [ به ] قوهء طامعه و تلقينات درباريان چشم و گوشش بسته شده كه گويا از مردم اين آب و خاك نيست و ابدا مشعر بر اين گونه مراتب نمىباشد .

[ انتخابات فارس ] « 1 »

انسانيت و مردمى نمىيابيم . . . « 2 » بايد اسير ظلم و در بند جور بود . نمىتوان العياذ باللّه نسبت بى . . . « 3 » بر آن مردم غيور داد يا به بىحميتى منسوب كرد . نهايت غفلت است كه بر شما تأدى شده و تنبلى است كه به شما چيره گرديده و اين شيوه در فطرت مردمان آن خاك پاك از آثار اعصار قديمه است كه در بعضى متمكن بوده . چنانچه وقتى در تاريخ ديدم چون اسكندر سردار غالب آمد و ايران را مسخر كرد و بدان خطهء پاك و نواحى تابناك تاخت ، استخر را معسكر ساخت و در تخت‌جمشيد بساط عيش گسترد شبى در مستى به اغواى طاوس را مشگر يونانى كرد آنچه كرد و آن اساس عالى را كه تا صور اسرافيل تالى آن تأسيس نمىتوان كرد آتش زد و از اين سوء حركت كه از آن پادشاه بزرگ بىانديشه ناشى شد جاى آن است كه تا قيامت خون بباريم ولى حيف كه هنوز از خواب غفلت بيدار نشده‌ايم و من بنده اگر به واسطهء اين قصد ناموزون نبود آن پادشاه را به بزرگى بس مىستودم . بالجمله پس از آسايش چند ، قوا و سپاه خود را به يونان فرستاد و از اكابر فارس و سركردگان آن ديار جماعتى به نگاهبانى شخصى خود منتخب و مقرر داشت و روزى خطبهء بليغى كه دالّ بر كمال ابهت سلطنت خود بود برخوانده ، استدلال مىكند اگر من با
هامش
( 1 ) . اين مقاله در اوايل مجلس اول خطاب به اهالى فارس نوشته شده است . ( 2 ) . ورق پارگى دارد و چند كلمه رفته . ( 3 ) . نقطه‌چين در اصل است .
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 446 | ايرج افشار