[ دنبالهء همان مطلب ] « 1 »
. . . « 2 » تمام شما در سير و تواريخ از من ابصر و به علم . . . « 3 » كه به نيكى ذكرى از آن خطه نكرده و به حسّ وطنپرستى شما را منسوب ننموده و هرگز ملتى را بر شما . . . « 3 » آن خطهء پاك هميشه دار العلم و محط رحال عالمان عالم بوده و پيوسته عالمان فاضل كه در فنون علم بر [ اقاليم ] . . . « 3 » دنيا رجحان داشته ، از آن ديار برانگيخته شده و جاهلان علم و صنعت را به طريقهء رشد ارشاد فرموده .
و اين خود از بديهيات است كه علم هادى طرق تمدّن و سياست است و مهدى انسانيت و كياست . ديده و شنيده نشده كه پيرو جهل توانسته بر اشاعهء انسانيت حركتى كند يا بر شاهراه تمدّن قدمى گذارد خطوه بردارد . آباء كرام شما مردمان غيرتمند كه عالم علوم مقدّسه و متخلق به اخلاق حسنه و حالات متمدّنه بودهاند ببينيد چه زحمتها در راه وطن عزيز خود كشيده و چه رنجها برده ، و هريك به زبانى غافلين را متنبه ساخته .
راه دور نرويم ، همه مىدانيد غرض از ارسال رسل و انزال كتب ، تمدّن خلق و مواسات و مساوات و حفظ شرف و ناموس و برى بودن از حال وحشيگرى بوده كه از ذلت جهل برهند و قدم در دايرهء علم و تمدّن نهند و استيفاى حقوق خود نمايند و با يكديگر به تمدّن و نصفت رفتار كنند .
كتب امم سابقه را بخوانيد و اقوال علماء و فلاسفه را ملاحظه كنيد كه غرض از اين هيكل و هيولى چيست و مقصود از تركيب اين خلقت اندام و بالا چه .
اگر آدمى به جسم است و زبان گوش و بينى * چه نشان ديوار و نشان آدميّت
و آنهائى كه به بىعلمى منسوباند عين
« أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ »
خواهند بود .
اگر چندى آن خطهء مقدّس به واسطهء بعضى حوادث گرفتار خمودتى گرديده يا به استبداد دچار جمودتى شده نه اين است كه بتوان حمل كرد علم در آن ناحيهء مقدّسه غائض بود يا فائض نبوده . نهايت قرنى به اقتضاء تقدير زمان يا تأثير حوادث غيرمترقبهء استبداد كه اس اساس جهل و نادانى است ريشه كرد و مستبدين صاحب انديشه شدند و
هامش
( 1 ) . اين نوشته خطاب به اهالى فارس است كه وكلاى خود را در مجلس اول معين نكرده بودهاند .
( 2 ) . قسمتى از اول اين نوشته مفقود شده است .
( 3 ) . لبهء كاغذ افتاده و كلماتى از ميان رفته .