تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥

[ اوضاع ايران ]

. . . « 1 » از ديرگاهى حال مملكت ايران رو به تباهى بود و افق اين مملكت رو به انحطاط گذاشته سلطنت آن به واسطهء استبداد و تلقينات امراء و وزراء به حال رعايا نمىپرداخت . حكام جور به واسطهء تقديميهاى گزاف به هر نقطه كه به حكومت مىرفتند يك تومان را به هرچه مىتوانستند معامله مىكردند . علاوه ، ابقاء بر اعراض و اموال رعيت نمىنمودند . در بيشتر از حكومتها نگارنده معاينه معاملات آنان را مشاهده مىكرد . ارباب قلم و استيفا تا به هر اندازه كه خود ميل داشتند كتابچهء ماليات را زياد و كم مىنمودند . درباريان به وظايف خود معمول نمىداشتند . اشخاص بازارى به غير استحقاق به رشوه و تعارف مواجب گزاف از ديوان مىبردند . كار مملكت در اواخر سلطنت ناصر الدين شاه به هرج‌ومرج و رعيت‌فروشى رسيده بود . هركس هر قدر پول بيشترى مىداد بىملاحظه حكومت هر نقطه را كه مىخواست به او مىدادند و رعيت هم عادت كرده بود كه حاصل تمام زحمات خود را به حكومت بدهد . ياد دارم كه در سال 1290 در بهبهان فارس بوديم . در دهى عبور كرديم زنى را ديدم نان بلوط مىخورد ، در حالى كه گندم در آن نقطه خروارى هشت هزار الى يك تومان بود . از او سؤال اين حال كردم ، معلوم شد تمام محصول او به مصادرهء ديوان مىرود و آن بيچاره ناچار به نان بلوط گذران مىنمايد و چون عادة مقهور حال مملكت بود مسرّتى داشت . اين ظلم و تعدّى در كار مملكت و ملت از قبح افتاد . مأمور ديوان معاينه بر هتك عرص و ناموس مردمان وقاحت مىنمودند . احدى در اموال خود اختيار نداشت . ماليات كه اصلا بر بىقانونى مأخوذ مىداشتند و به ميزان دفترى قناعت نمىشد . رعيت بيچاره را مصادره مىنمودند و در بيشتر محال تومانى بيست و دو تومان مىگرفتند . اگر به اين مسئله اكتفا مىنمودند رعيت نجيب بىپناه ايران تحمل مىكرد . حكام و عمال به اموال و اعراض آنان دست‌اندازى مىنمودند ، چنانچه حكومت شاهزاده ناصر الدوله در كرمان و آصف الدولهء شاهسون در خراسان و تعديات اولاد قوام الملك در حدود فارس
هامش
( 1 ) . دنبالهء نوشته‌اى است .