[ درخواست توقف جنگ ]
سپهدار روز بعد از ورود به طهران با سردار اسعد عريضهء تلگرافى به محمد على ميرزا نوشتند و درخواست مسالمت نموده كه جنگ موقوف تا قرارى در كار مشروطيت داده شود . تلگرافخانه مخابره نكرد . الزاما به توسط مستشار السلطان عريضه را به سلطنتآباد فرستادند . مستشار السلطان بدوا آن را در قلهك پيش سعد الدوله برده از آنجا با امام جمعهء خوئى عريضه را به سلطنتآباد برده دستخط متاركه گرفتند . در مراجعت به قلهك سعد الدوله بنا به مواضعه كه با روسها داشت به تقريبى مستشار السلطان را از آمدن به شهر دست به دست كرد .
مستشار السلطان از سفارت انگليس غلام همراهى خود خواست ، دادند . از سفارت روس خواست عذر آوردند . مقصودشان اين بود كه شايد در يك شب پولكونيك از قزاقخانه كار شهر را فيصله نمايد . مؤيد اين حال اين است كه بعد از ورود سپهدار سعد الدوله با تلفون به سفارت روس خبر داد حضرات وارد شدند تكليف چيست . جواب داد [ ند ] كه شهر را بمبارد كنيد . اين جواب را وقتى سفارت داد كه سيم تلفن در دست جمعى بود و مطلب را دريافتند .
[ روز فتح تهران ]
دولتيها توپخانه را به قصر قجر كشيده از اول آفتاب تا نزديك غروب از آنجا و از خيابان دوشانتپه و از ميدان مشق مجلس را به توپ بسته ، مجاهدين غيور در كمال شجاعت در سنگر مسجد سپهسالار ايستادگى كرده با تفنگ جهاد نمودند و يك نفر از طرف مجاهدين مجروح نگرديده .
سرباز سيلاخورى در شهر بناى هرزگى گذاشته اطراف مسجد هم هرزگى زياد نمودند و كشته شدند . وقت غروب سه هزار نفر از مجاهدين حضرت سپهدار و سردار اسعد با چندين عراده توپ به حمايت مجاهدين وارد شهر شدند .
يپرم هم دو روز بود مأمور تصرف قزاقخانه و قورخانه بود و امروز از طرف دولت مسلسل [ و ] توپ به مجلس مىزدند و ملت هم در كمال شجاعت ايستادگى كرده جنگ سخت بود . از طرف خيابان دوشانتپه نيز دولتيها با ملت در نزاع بودند . در