[ تحصن محمد على شاه در سفارت روس ]
شب آخر كه محمد على ميرزا ديد ديگر از پيش نمىبرد باز سعد الدوله فكرى به خرج داد و تا ساعت پنج و شش از شب او را نصيحت كرد كه از بعضى خيالات منصرف گردد شايد بتواند به تدبير و تزوير او را به دستيارى روسها استقرارى دهد و مجاهدين را متفرق كند . باز همان بازى اولى را پيش گيرند و خودش رئيس الوزراء شود . از آنجائى كه تقدير با اين حال مصادفه نكرد با حال استبداد ، بلكه امر صورت ديگر پيدا كرد .
چون محمد على ميرزا به حرمخانه رفت ملكه او را از خيال بازداشت و ترغيب به تحصن سفارت نمود . محمد على ميرزا هم تصور مىكرد كه هرگاه در سفارت برود به شاهى باقى خواهد بود ، غافل از اينكه موافق قانون و حقوق سلطانى كه به سفارتخانهء دول خارج يا به خاك دول اخير متحصن گردد قهرا سلب سلطنت از او خواهد شد .
روز 29 جمدى الاخره حشمت الدوله ، موثق الدوله ، موثق الملك . . . « 1 » و بعضى ديگر رفتند زرگنده كه احمد شاه را ببرند سلطنتآباد . ابتدا محمد على ميرزا امتناع نمود .
حضرات قبول نكرده خود احمد شاه هم راضى گرديده با ابهت تمام رفت سلطنتآباد .
يكشنبه غرهء رجب اجتماع كثيرى از سواران بختيارى وارد طهران شدند .
حضرت سپهدار و سردار اسعد رفتند تلگرافخانه مراتب را به ولايات اخبار دادند . از آنجا به توپخانه سركشى نموده به قصر گلستان رفته شيرينى صرف كردند .
[ دار زدن مير هاشم - ترس احمد شاه ]
مير هاشم كه يكى از اشرار آذربايجان بود و در حقيقت فتنهء آذربايجان تمام به دست او شده و اين اوقات در طهران خود و اتباعش فدوى محمد على ميرزا بود و بسى فتنه كرد بعد از رفتن محمد على ميرزا به سفارت فرارا به لباس چرچىگرى به سمت افجه رفت . در آنجا دستگير شد شهرش آوردند . بعد از استنطاق روز 21 رجب به دارش زدند . ( حالات مير هاشم مشروحا بايد نوشته شود . )
* * *
هامش
( 1 ) . نقطهچين در اصل است .