تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
مانده مجددا اهالى آذربايجان در تحت سلاح رفته ( ناتمام مانده ) .

[ كشتن قاسم آقاى ميرپنج ]

قاسم آقاى ميرپنج قزاقخانه در روزى كه توپ به مجلس و مسجد بسته شد بيشتر به مبادرت و پيش قدمى او بود . آقا سيد عبد اللّه مجتهد با آقا سيد محمد و سايرين را او از پارك امين الدوله جسارت كرد و گرفت و ايذاء كلى وارد آورد و توهين فوق‌العاده نمود تا به باغ شاه رسانيد . بعد از اينكه خبر اغتشاش رشت به طهران رسيد مشار اليه در پيش شاه داوطلب [ شده ] با معدودى سوار به‌عنوان تفتيش مسافرين راه رشت به حدود قزوين رفت و به لقب سالار فاتح سرافراز آمد . پس از آنكه به رئيس سواران اينانلو كه در آن حدود بودند امر شد سواران را تسليم قاسم آقا نمايند و او هم استنكاف كرد سواران اينانلو نيز از شنيدن اين خبر پراكنده شدند . قاسم آقا ميرپنج نزد ميرزا ابو القاسم خان حاكم قزوين رفت . در موقعى كه مجاهدين به قزوين آمدند او را گرفته استنطاق كرده خطاياى خود را تحت استنطاق بروز داد . روز 14 [ جمادى الاولى ] به دارش زده گلوله‌بارانش كردند و شب 15 شهر قزوين را چراغان نموده آذين بستند و اهالى را در كمال دلگرمى آسوده داشتند . از استماع اين خبر باز شاه و درباريان متنبه نشده معدودى سوار و سرباز و قزاق با توپخانه براى جلوگيرى مجاهدين قزوين از طهران حركت داده به كرج فرستادند . در آنجا بين مأمورين دولتى با مجاهدين زد و خوردى روى مىدهد . چند نفرى از سركردههاى قزاق و غيره مقتول سرپنجهء رشادت مجاهدين مىشوند . با اين حال متنبه نگرديده فوج عرب را كه متعلق به طهران است با يكى دو فوج ديگر پولى داده و براى جلوگيرى به راه قزوين روانه داشتند . فوج عرب مىرود در حضرت عبد العظيم متحصن [ مىشود ] و به مأموريت نمىرود . ( تفصيل واقعهء رشت بطور صحيح مأخوذ شود . مراتب اين صفحه در آنجا نگاشته‌ايد ) .