حقيقت از سه نقطه كه قصر قاجار و قزاقخانه و خيابان دوشانتپه باشد ملت را به توپ بسته و ملت ابدا تزلزل در اركان قوّتشان واقع نشد .
و از طرفى شيخ محمود ورامينى و سرباز سيلاخورى و سوار اصانلو هجوم به سمت دروازهء دولاب آورده شايد وارد شهر شوند . چند نفر مجاهد در مقابل آنها ايستادگى نموده بعضى را مقتول و مجروح كرده بقيه عقب رفتند و از طرف قزاقخانه دولتيها بعضى نقاط دروازه قزوين را كه [ در ] تصرف ملت بود به توپ بستند .
تا عصر امروز از طرفين جنگ سخت شد و تمام علامت نصرت با ملت بود . در ضمن اين مسائل محمد على شاه به توسط سفراى خارجه بيست و چهار ساعت مهلت خواست كه در اسعاف حوائج ملت بكوشد .
شب 27 چون حواشى خود را خالى ديد با اتباع و سپهسالار به زرگنده پناهنده شد . در روز 27 خبر تحصن او به حضرت سپهدار و سردار اسعد از طرف سفارت رسيد ، برحسب قانون از سلطنت خلع و وليعهد او احمد ميرزا فورا به سلطنت برقرار و جنگ متروك شد .
سپهدار وزير جنگ و سپهسالار و سردار اسعد وزير داخله شد [ كه ] جدا در ترتيب و تنظيم شهر طهران كوشيد و به توسط تلگراف به تمام نقاط ايران خبر داده شد .
قزاقخانه هم تسليم گرديد . پولكنيك از خدمت نظامى معاف و نظم شهر به او سپرده شد و به غير از سرباز سيلاخورى و ماماغانى به تمام نظام عفو عمومى دادند ، ولى خائنين ملت را دستگير نموده محبوس داشتند تا استنطاق شوند .
در اين چند روزه شاه جوان به تحريك درباريان كار اجحاف و ظلم را به درجهاى رسانيده [ بود ] كه ما فوق ندارد . از جمله چندين رشته قنات كه به شهر طهران جارى بود سپرد تمام را خراب كرده ميلههاى آنها را پر نموده آب را از جريان به شهر مسدود و آسياها را خراب [ كردند ] كه آرد نياورند ، و سيلاخورى را غدغن داشت كه در حول شهر هرچه بار آرد ديدند گرفته صاحبش را مقتول نمايند و بيشتر مردم كه از همراهى روسها با او باخبر ، ولى از قانون بين الدول بىاطلاع بودند وحشتى تمام داشتند .
عضد الملك كه نايب السلطنه شد با جمعى ديگر از وزراء روز 29 رفته و احمد شاه را از زرگنده به شهر آورده ترتيبات ملكى را نظم دادند [ و ] محمد على ميرزا امتناع از دادن [ او ] داشت .
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 374
مساهمون: ايرج افشار
ص٣٧٤