تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
گشود و ماليات را به اضعاف مضاف حواله داد . رعايا و براياى اصفهان تحمل كرده حوالهء او را رد نكردند . اقبال الدوله بعد از چندى وارد اصفهان گرديد . اجزاء او هم ابقاء بر اعراض و اموال مردم ننمودند . سربازان ملايرى و سربازان جلالى كه از افواج سده اصفهان است به تحريك او بسى حركات زشت و ناگوار كردند و علانيه مست طافح در بازار جلو زنان مردم را مىگرفتند و هتاكى مىكردند . مردم اصفهان به ستوه آمده مراتب را به حاجى آقا نور اللّه مجتهد برادر آقا نجفى مجتهد به شكايت بردند . در باطن حاجى آقا نور اللّه كه بر خلاف بعضى از علماء سوء بود با حاجى نجفقلى خان صمصام السلطنهء بختيارى توطئه ديده كه دفع اشرار و حكومت را از مردم بىگناه بنمايد . در خلال اين احوال روزى چند نفر از سربازان ملايرى مست كرده در بازار جلو زن نجيبه [ اى ] را گرفته و خواستند معاينه او را بكشند و ببرند . اهل بازار هجوم كرده سربازان [ را ] زده ضعيفه را رها مىنمايند . اين مقدمه سبب شد كه عموما بلوا كنند و در مسجد شاه اجتماع نمايند . از طرف حكومت و معدل الممالك نايب الحكومه حكم شد كه بازارها را بچاپند . از طرفى سرباز ملايرى و جلالى در بازار مشغول چپاول بازار شده و از طرفى توپ به مسجد شاه بسته قدرى از مسجد را به ضرب گلولهء توپ خراب و جمع كثيرى را مقتول نمودند . جنگ از طرفين درگرفت . در اين حيص و بيص سواران صمصام السلطنهء بختيارى در رسيده حمايت از اهالى شهر كرده ديوانيان را شكست دادند . اقبال الدوله و معدل و اجزاء آنها در قونسلخانهء انگليس پناهنده شدند .

[ احكام صمصام السلطنه - حكومت فرمانفرما ]

صمصام السلطنه هم حكم كرد كه هر قدر از سربازان ملايرى و جلالى به چنگ آورند مقتول سازند . خانه‌هاى رؤساى آنان را خراب كرده آتش زدند و شهر را امن كرده اسباب غارتى مردم را هر قدر ممكن بود و در نقطه‌اى سراغ كرد گرفت به صاحبش رد كرد . اين خبر موحش در طهران به شاه رسيد و شاه بعضى از سركردگان و رؤساى