مىكنند . از اين خانههاى غارت شده يكى متعلق به رعيت انگليس و دوازده متعلق به تبعهء عثمانى است .
[ نوشتهء مساوات ]
در شهر ربيع الاول 1326 به تحريكات محرمانهء درباريان در آذربايجان و فارس غائلههاى ناگوار اتفاق افتاد كه نگارنده را در تحرير آن فكر خامه گرديده . مدير مساوات از بىغرضى اجمالى از آن را نگاشته . ما آن را زيب صفائح تاريخ خود مىنمائيم . « 1 »
[ غارت تركمن كوكلان ]
درباريان چون ديدند به قوهء قهريه از عهده برنمىآيند رعيت را صدمه بزنند ايلات را محرك گرديده كه بريزند دهات همجوار خود را قتل و نهب نمايند . از جمله مير سعد اللّه خان مير فندرسكى را دستورالعمل دادند تراكمهء حدود استرآباد را تحريك كند . او هم رؤساى تراكمهء كوكلان را كه رأس رئيس آنها محمد گلدى بيگ بود به اين امر اشاره نمود .
و چون مىدانست كه حاجى رحيم خان كه يكى از سركردههاى استرآبادى است مانع پيشرفت از مقصود است بدوا آدم خود حاجى رحيم خان را تطميع كرد به تقريبى او را كشتند و آن وقت محمد گلدى بيگ با دو هزار سوار تركمان و هزار نفر از دهات حولوحوش به اسم نمايندگى راه حركت كرده دهات و كلاتههاى شاهرود را غارت نمودند و ماليات گرفتند . زوار بين راه را هر قدر به چنگ آورده كشتند و قريب بيست و پنج هزار مواشى و اغنام كلاتهها و بلوك بيارجمند را به غارت برده ، چند زن [ را ] اسير نمودند و مثل شعلهء جواله به هرده و قصبهء عرض راه كه برسيدند غارت كرده آتش زدند .
هامش
( 1 ) . موجود نيست .