با او رفتار كرده تشفى او كنيد تا او از تو رنجش حاصل نكند .
حالا خواهش عين الدوله نظير همان خواهش است . خوب است شاهزاده كارى نكند كه مردم به هيجان بيايند و شورشطلبى نكنند ، و الّا وقتى كه به سوء خلق و خلاف عادت با طلاب و غيرهم رفتار كردند از هيچكس اطاعت نخواهند كرد و چنانچه من زير بار ننگ را پرتچىگرى را رفتم ( ناقص مانده )
[ رفتار عين الدوله ]
( افتاده ) . . . هم كه علاوه بر اجتهاد از آقايان بزرگ و سياسىدان سترگ به شمار مىرفت از آقا سيد عبد اللّه مجتهد معاونت فرمود . عين الدوله بر لجاج افزود و آتش فتنه را دامن زد ، ولى از اين نكته غافل [ بود ] كه هر قدر سختى بيش كند و بر مردم سخت گيرد حواسها را بيشتر جلب به مقصود مىنمايد . در نهايت استبداد ، قراول و ژاندارم در تمام معابر برانگيخت كه سه ساعت از شب رفته احدى از خانه بيرون نيايد و مقصودش اين بود كه كسى اجتماع نكند و از طرفى حكم داد برخى را گرفته تبعيد نمايند . از جمله . . . « 1 » واعظ را امر كرد بگيرند . روز . . . « 1 » در نزديكى مدرسهء حاجى ابو الحسن معمار او را گرفته در قراولخانه توقيف كردند . هواخواهان او و مردم اجتماع نمودند . در اين اثنا آقا سيد عبد الحميد كه سيدى بس محتشم و از اهل علم بود هدف گلولهباران شد . در اين هنگام مردم ازدحام كردند و . . . « 1 » از قراولخانه بروند نعش سيد را برداشته زن و مرد به حال عزا كفن در گردن درب خانهء آقا سيد عبد اللّه جمع شدند .
( مسئلهء مسجد جامع بايد نوشته شود ) .
از اين حالات و منع عين الدوله ، مردم حريصتر شده علماء و مردم در مسجد جامع جمع شدند . عين الدوله بر سختى افزود و قراول در حول مسجد گماشت . راه عبور و مرور را مسدود [ كردند ] و نگذاشتند نان و آب براى آنان ببرند .
علماء ديدند با اين ترتيب خونريزى خواهد شد جمعيت را متفرق و خودشان عزم عتبات عاليات نمودند . در ماه . . . « 1 » مهاجرت علماء به صوب قم بر استبداد عين الدوله افزود . سردار فيروز شاهسون را كه در شرارت طبع معروف است با جمعى
هامش
( 1 ) . جاى نام سفيد است .