تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
مىكرد و تصريحا مىگفت كه خون من و اولادم اگر ريخته شود دست‌بردار نيستم تا آزادى ملت ايران را برقرار نكنم . و چون عين الدوله به كلى مأيوس از اثرات و تدبيرات خود شد سختگيرى در آمد و شد مردم و تفرقهء اجتماعات كرد و در تمام گذرها و معابر سرباز و نظام گذاشت كه دو ساعت از شب رفته هركس از خانه بيرون آيد دستگير نمايند . به اين عنوان شبها جماعتى از محترمين را گرفته به ادارهء نظميه مىبردند و هرچه اسباب از قبيل ساعت يا پول همراه داشتند مىگرفتند و در ادارهء نظميه هم آنها را توهين و جريمه مىنمودند . هرج‌ومرج غريبى شد به قسمى كه شبها محترمين را مىگرفتند . اگر پول زيادى مىدادند مرخص مىشدند و الّا زجر مىكردند . بسا مىشد كه يك نفر در يك شب در چند نقطه گرفتار مىگرديد و جريمه‌اش مىنمودند . « 1 »

[ نظر سيد محمد رضا مساوات ]

( افتاده ) . . . صحبتى مىدارند محرمانه ، شاهزاده را آگاه داريد . آقا سيد محمد رضا [ شيرازى مساوات ] كه در عالم آزادى قدم زده و همه قسم در ترويج اين امر مشروع مساعى جميله مىنمود ، از آن گذشته دامن ابهت او به خبرچينى آلايش نيافته با حرارتى فوق تصور اعظام الممالك را جواب داد و سرود كه زمانى در شيراز در مدرسه منزل داشتم . جوانى از پدرش رنجش حاصل نموده به منزل من آمد . او را نصيحت كردم كه با پدر ستيزه كردن خلاف قانون عقل و شرع است . اتفاق پدرش به مناسبتى اندرز مرا شنيده فريفته گرديد و به دامنم آويخت كه از تو دو خواهش دارم . نخست آنكه مواظب پسرم باشيد كه با غير مراوده نكند ، سپس در هرجا كه مىرود به من خبر دهيد . از اين دو خواهش او تبسمّى كرده گفتمش شما دو شغل كه يكى للّه باشيگرى و ديگرى را پرتچىگرى به من داديد . در صورتى كه من اين دو شغل را قبول كرده و به حرف شما رفتار كردم ، پسرت وقتى فهميد كه من در اين خطوط هستم از من كناره مىكند و مرا از حالات خود بىخبر مىگذارد . پس بهتر اين است كه با حسن خلق
هامش
( 1 ) . پشت اين ورقه كه سر كاغذ وزارت معارف و فوائد عامه است مسودهء تصديق تحصيل ميرزا جواد خان است كه در ضمائم آورده مىشود .