تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨

[ بازگشت اتابك امين السلطان ]

ميرزا على اصغر خان اتابك در اين اثناء از فرنگ احضار گرديد . ولولهء غريبى در شهر دست داد كه اين آدم خائن كه رعيت را فروخته و مملكت را به باد داده ديگر نبايد احضار شود . شاه مردم و مجلس را به هر طريق بود ساكت كرد . ليكن در بادكوبه فدائيها درصدد قتل او برآمدند . اتابك ملتفت شد از راه ديگر حركت نمود . فدائيها به خيال او ميرزا عباس خان مهندس را هدف گلوله ساختند . ميرزا على اصغر خان با اين خطرات عظيمه وارد طهران شد و لقب رئيس الوزرائى به او دادند . طغيان سالار الدوله بالا گرفت و دور نهاوند را محاصره نمودند . مجلس هر قدر در اسكات او كوشيد اثر نكرد . الزاما داود خان كلهر را با سوارهاى خودش و سوار كرمانشاهان و افواج آنجا و همدان مأمور دفع او نمودند . سالار الدوله آمد به الشتر كه چهار فرسنگى نهاوند است اردو زد و بعضى دهات را غارت كرد . ميانهء اردوى او و داود خان در آن حدود تلاقى و جنگى سخت شد .

[ توقيف سالار الدوله ]

سالار الدوله با آنكه توپخانه داشت تاب مقاومت نياورده شكست خورد . فرارا به كرمانشاهان رفته در قونسولگرى انگليس بستى گرديد . اجزاء قونسولخانه او را نپذيرفتند . با حال يأس بيرون آمده ظهير الدوله حاكم كرمانشاهان او را دستگير كرده محفوظا روانهء طهران نمود . در منزل اتابك نگاهش داشتند تا بعد حكمى كه لازم است دربارهء او بشود . در اين اثناء شيخ نورى به خيال . . . افتاد و لايحه نوشت كه بايد پنج نفر از طراز اول علماء در مجلس باشند . مجلسيان جواب دادند خلاف نظامنامه و قانون است . مسئله اشتعالى گرفت و مردم به هياهو افتادند كه نورى چرا خلاف جمهور [ مى ] كند . آخر در منزل آقا ميرزا سيد محمد مجتهد با حضور آقا سيد عبد اللّه مجتهد و جمعى قسم خورد كه ديگر خلاف نكند . مردم ساكت نشدند مجددا در منزل آقا سيد عبد اللّه قسم خورد و باز نقض نمود . با حاجى ميرزا حسن آقا تبريزى و سلطان العلماء به زاويهء حضرت عبد العظيم رفته بناى . . . گذاشتند . آقايان طهران رفتند او را ساكت نمايند مؤثر نشد . چندى قريب
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 328 | ايرج افشار