عبد العظيم را كرد و خودش هم با آنها ملحق شد . به تدريج بر متحصنين حضرت عبد العظيم اجماعى افزوده گرديد و درباريان براى متحصنين اسبابچينى نمودند .
شاه امير بهادر را به حضرت عبد العظيم فرستاد كه آنها را استمالت كند . متقاعد نشدند . چون آقايان همچو استنباط كرده بودند كه مطالبشان را عين الدوله مانع است به شاه بگويند آقايان در حضرت عبد العظيم اين لايحه را نوشته بر استيفاء حقوق شرعى خود منتشر كردند كه به اين واسطه مطلبشان به شاه برسد .
[ لايحهء علما از حضرت عبد العظيم ]
« وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَكْتُمُوا الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ » .
غرض از مهاجرت ما خدام شريعت بيضاء طلب حقوق اسلاميهء مسلمين برطبق قوانين قرآن و « زاكون » شريف محمدى و حفظ دماء و اعراض و اموال و مراتب درجهء هريك از مسلمانان و رفع مفاسد ظلم و بىاعتداليهاى ظالمين بىانصاف است كه لواى تعدى و جور را به درجهاى بلند كرده كه دل مسلمين را از پادشاه مسلمانان رنجانيده ، خداپرستى اسلامى را به كفر نفسپرستى مبدل نمودهاند و ظلم را عدل و عدل را ظلم نام نهادند و طلب حق را فساد و شرارت و تضييع حقوق ملت را اصلاح مملكت دانستهاند و كليهء نفوس بيچارهء مسلمانان را بدون جهت اماء و عبيد خود مىدانند و به جاى كسوه و نفقه به درد جوع و لباس ذلّت مبتلا مىدارند و از كثرت جور و ظلم هستى آنها را به ذلت نيستى مىنمايند .
چون مفاد يكى از احكام قرآن و شريعت مقدس محمدى آن است كه هرگاه مظلومى در تظلم از ظالم تقاعد ورزد تضييع و ابطال حق نموده است و در دنيا و آخرت معذور نخواهد بود به مقتضاى اين حكم مقدس الهى و امتثال اين ناموس سياست اساس محمدى راه تظلم را پيشنهاد خود قرار داده از بركات زاويهء مقدسهء حضرت عبد العظيم توفيق انجام را خواهانيم . البته عموم مسلمين از خواص و عوام به وظائف مسلمانى خود اقدام خواهند فرمود و به شيطنت و غلطكارى مخالفين و معاندين دين در اغلوطه و اشتباه نخواهند افتاد . و السلام على من اتبع الهدى ، روز 12 ذى قعدهء 1323 .
* * * درباريان امير خان سردار پسر سپهسالار مرحوم را با جمعى سرباز و قوه به