عنوان حكومت مأمور حضرت عبد العظيم كردند . اين كار اسباب دهشت و وحشت متحصنين گرديد . از حسن اتفاق نتيجه به حسن سلوك مبدل شد و تمام را به ملايمت و صلح صحبت داشت و چند نفر از آقايان را بعد از چند روز موعظه با خود به شهر به منزل عين [ الدوله ] آورد كه حضورا مذاكراتشان را بنمايند . اگر موافق ميل نشد مراجعت به زاويهء مقدسه كنند .
مردم و كسبه چون از باطن امر اطلاع نداشتند به تصور اينكه امير خان سردار آقايان را اجبارا به شهر آورده درصدد برآمدند بازار و دكاكين را ببندند . علاء الدوله مردم را تسكين داد و عين الدوله هم نسبت به آقايان ملاطفت نمود و آنها را مراجعت به زاويهء مقدسه داد و ساير متحصنين زاويهء مقدسه اقوال آنها را قبول نكردند .
مجددا امير خان سردار و دو سه نفر از آقايان ديگر به شهر آمدند كه با عين الدوله كلية صحبتشان را قطع كنند . به واسطهء پارهاى موانع ملاقات ممكن نشد . به اين جهت در شهر غلغله افتاد [ كه ] آقايان را دولت نفى بلد كرده است . جماعتى از زنان حضرات رفتند در بازارها هياهو نمودند . علاء الدوله فرستاد زنها را دستگير كنند و زنى را گرفته مىبردند ، طلبهاى فراش را زد . مردم بازارى نيز با او همدست شده ساير فراشان را زدند و دكاكين را بستند و به زاويهء حضرت عبد العظيم ملحق شدند . بعد معلوم شد كه آقايان را نفى نكردهاند و علاء الدوله كسبهء بازار را هر قدر توانست التزام كرد كه بازار را باز كنند . شاه هم جمعى از درباريان را فرستاد و آقايان را اطمينان داد .
روز جمعه 16 ذى القعدهء 1323 آقايان از زاويهء مقدسه به شهر آمدند و شاه آنها را استمالت كرد و قرار شد كه در هر شهرى از شهرهاى ايران مجلس شود . دو نفر نماينده از طرف دولت و جمعى از محترمين آن شهر حاضر شوند در كار مملكت صلاحبينى نمايند و اجزاء گمرك و پست را كه عموما مسيو نوز ، بلژيكى و ارمنى قرار داده است تمام مسلم باشند . براى اجراى اين مقصود مردم عيش « 1 » گرفتند و چراغان كردند .
بعد از اينكه آقايان از حضرت عبد العظيم آمدند منتظر اجراى مدلول دستخط شاه بودند ، ولى ابدا بروز و ظهور نداشت . مردم زمزمهاى آغاز كردند كه آقايان به خدعهء دولتيها فريفته شده و رشوه گرفتهاند و چشم از حقوق ملت پوشيدند و به سختى مطالبهء حقوق خود را كردند . آقايان براى برائت ذمه از دولت خواستار حقوق ملت شدند .
هامش
( 1 ) . به جاى جشن نوشته است .