تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
برودت حاصل شد . سبب ديگر آنكه قبل از حركت شاه به فرنگستان دلتنگى تجار از سوء حركات مسيو نوز وزير گمرك بود كه پس از مجالس عديده و تحقيقات لازمه تعديات او معلوم شد . ولى كسى اعتنائى نكرد . بازار را عموما تعطيل كرده و مردم اجماعا به حضرت عبد العظيم رفتند . در اين وقت محمد على ميرزا وليعهد در طهران بود ، مردم را به زبان ليّن فريب داد و خواهش كرد چون شاه عزم به فرنگستان دارد بعد از حركت شاه كار شما را درست كرده رفع تعدى مسيو نوز را مىنمايم . مردم بيچاره هم فريب او را خورده به سر كار آمدند . در ماه شوال سنهء 1323 علاء الدوله بناى بدسلوكى گذاشت و مردم و كاسب بيچاره را بدون جرم و تقصير مىگرفت و مجازات بليغ مىنمود . در اين اثناء به واسطهء بلواى روسيه و بستن كارخانجات آنجا تجارت قند راهش مسدود گرديد و ديگر قند به ايران نياوردند و قند گران شد . علاء الدوله اين مسئله را دست‌آويز كرد و بعضى از تجار محترم را به چوب بست . مردم چون مستعد بودند بطور بلوا رفتند آقا سيد عبد اللّه و آقا سيد محمد و ساير آقايان سابق الذكر را برداشته به مسجد شاه [ رفتند ] . حاجى ميرزا علينقى مشير لشكر كه پيشكار طهران بود در باطن با امام جمعه مواضعه كرد و در ظاهر به تمويه و فريب خلق اقدام كردند و حيله انگيختند . آقا سيد جمال واعظ شبانه به امر امام جمعه به منبر رفت و وعظ كرد و در تلو وعظ امام [ جمعه ] را توبيخ كرد . چون امام به تحريك مشير لشكر عقب بهانه مىگرديد عنوان كرد كه آقا سيد جمال شاه را بد گفته و حكم كرد آقا سيد جمال را استخفافا از منبر پائين كشيدند و تعذيب نمودند و مستمعين را از مسجد عنفا خارج كردند . آقايان و آقاى سيد عبد اللّه رفتند به مسجد مروى و مردم هريك از سمتى به حضرت عبد العظيم متحصن شدند . و همان شب امام جمعه نزد شاه رفت و از آقايان سعايت كرد كه حضرات درصدد قلع خانوادهء قاجاريه بودند و من خدمت كردم . به اين حيله و دسيسه بعضى از املاك موقوفهء مدارس را براى خود دستخط گرفت و [ شيخ فضل الله ] نورى را با خود باطنا متفق نمود . حاجى مشير لشكر هم پاره‌اى دستور العملها را از نورى مىگرفت . شيخ مهدى پسر نورى بر ضد پدر حركت كرده پدر را تكفير نمود و تصديق متحصنين حضرت