طرف عين الدوله [ حكم شد ] كه اگر كسى در مسجد آمد و شد كند با گلوله بزنند . سپهدار درصدد اصلاح بود ولى اصلاح نمىشد .
روز جمعه 20 جمادى الاولى باز جمعى پيراهن خونى سيد را برداشته خواستند از مسجد بيرون آيند سرباز فراهان مانع شده فايده نكرد . به حكم ميرزا احمد خان يورش بردند و شليك كردند . جمعى را مقتول و برخى را مجروح نمودند . مردم اطراف را خالى كردند . [ مى ] گويند عدّهء مقتولين قسمى بود كه شب با گارى نعش آنها را به خارج شهر حمل و دفن كردند . آقايان مردم را از دور خود متفرق نمودند ولى دولتها بر سختى مىافزودند .
روز 22 سپهدار دستخط اتابك را ابراز داشت كه حكم شده هركس متفرق نشود با گلوله بزنند . آقايان پرسيدند كه آن دستخط كه در حضرت عبد العظيم آوردند مدلولش چرا اجرا نشد . جواب دادند نخواهد شد و شما به هرجا مىخواهيد برويد . تأمين خواستند از طرف شاه تأمين نامه آوردند . شبانه آقا سيد عبد اللّه و آقا سيد محمد و صدر العلماء از مسجد بيرون آمده مردم هم متفرق شدند .
صبح روز ديگر آقايان به طرف حضرت عبد العظيم حركت كردند . از آنجا به طرف حضرت راهى شدند . شيخ نورى هم چون با دولت مواضعه كرده بود دو روز بعد با تحمل زياد حركت كرد كه خود را به آقايان برساند . روز . . . 1324 تجار و كسبه بعد از رفتن آقايان از ترس اينكه مبادا دولت متعرض آنها بشود راه سفارت انگليس پيش گرفته در آنجا بستى شدند . رفتن تجار به سفارت روز 26 جمادى الاولى 1324 است و بعد عدّهء آنها زياد گرديد .
استعفاى عين الدوله
روز دوم جمادى الاخره شاه دستخط به سفارت فرستاد تجار قبول نكردند . روز 15 جمدى الاخره 1324 تمام اصناف طهران بدون استثناء به سفارت پناهنده شدند و شاه به واسطهء اقامت در ييلاق ، كاملا از اوضاع طهران و اين بلواى عمومى آگاه نبود .
عين الدوله هم القاى شبهه مىكرد . در اين موقع شاه را از نكات آگاهانيدند . عين الدوله چون ديد مطلب واضح گرديد استعفاء از صدارت داد ، اگرچه به زعم بعضى اين استعفاء تزوير بود و شاه بواسطهء ميل مفرطى كه به او داشت محض اينكه امر را مشتبه كند او را به