تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
رئيس بانك تتمهء بناى مدرسه را خراب نموده بناى عمارت گذاشت . از طرف آقايان به رئيس بانك پيغام رفت كه اين زمين مدرسه و قبرستان [ بوده ] خراب كردنش در مذهب ما مشروع نيست و نخواهيم گذاشت كه اين زمين در تصرف شما بماند . جواب داد من از رئيس التجار خريده‌ام . آقايان به مشير الدوله وزير امور خارجه و به مشير السلطنه وزير داخله هم سخت نوشتند كه تصرف در وقف جايز نيست ، وانگهى تصرف خارج مذهب ، و چندين دليل ديگر نيز اقامه نمودند كه اوّلا نزديك به زاويهء امامزاده سيد ولى است و ثانيا مشرف بر عمارت دولتى است . اينها هيچ كدام موافق حفظ امور مملكت نيست . هردو وزير جواب دادند ملكى رعيت خارجه خريده به مهر حاجى شيخ فضل الله كسى را حق اعتراضى نيست . دولت هم حقى ندارد . كسى هم ممانعت نمىتواند بكند . آقايان از همراهى اولياى امور مأيوس گرديده ، مقارن اين حال به آقايان خبر دادند كه در قبرستان مزبور بدن يك ميّت تازه بيرون آوردند كه معلوم بود زنى است تازه دفن كرده‌اند و در چاه انداختند . مردم بنا و عملهء آنجا را زدند . آقايان به مناسبت وقت مردم را ساكت كردند . تا چند روز گذشت واعظى در آن نزديكى اين مسئلهء قبرستان و مدرسه را مطرح و موعظه كرد . مردم به هيجان آمده ريختند آنچه رئيس بانك ساخته بود عاليها سافلها كردند . عمله‌جات فرار نمودند . رئيس بانك به وزارت خارجه اطلاع داد . از طرف عين الدوله به آقايان پيغام داده شد و شكايت از واعظ مزبور ، و آقايان جواب دادند كه مكرر گفتيم بيع و شرى خلاف شرع و قبرستان مسلمانان در تصرف خارج مذهب خلاف قوانين اسلام است . بايستى اقدام نكنيد . مجملا اين اتفاق هم موجب هشيارى و بيدارى ملت گرديد و قريب هژده هزار تومان دولت خسارت آن را به بانك داد . از اين واقعه حاج شيخ فضل اللّه توهين يافت ولى عين الدوله تشفى قلب شيخ مىكرد . هشياران ملت اين واقعات را مىديدند و درصدد بلوا و شورش بودند و روزبه روز هياهو در ميان مردم رو به ازدياد مىشد و به صرافت بلواى بزرگى اقدام داشتند . از جمله كسانى كه با عين الدوله باطنا و ظاهرا همراهى مىكردند حاجى شيخ فضل اللّه ، امام جمعه ، حاجى ميرزا ابو طالب زنجانى ، آقا سيد ريحان اللّه بود . ساير آقايان بر خلاف عين الدوله بودند جز معدودى كه لا الى هؤلآء و لا الى يؤلد .