اما بعد بر ملاحظهكنندگان اين كتاب مستطاب پوشيده نماناد كه مترجم و نگارندهء اين اوراق نبيرهء مرحوم محمد نبى خان كه تفصيل احوالات آن مرحوم در اين كتاب به تحرير آمد منتها آرزوى او عود به وطن مألوف و توطن يزد است كه آنجا خانه و املاك ( موروثى ) دارد كه بلاجهت و تحقيق از سنهء 1867 به تصرف اولياء دولت عليه ايران درآمد . اگرچه در هنگام توقف موكب همايون به دار الخلافهء اسلامبول ( 1875 ) درياها طى كرده از هندوستان به فرنگستان رفت و شخصا در شهرهاى مذكور عارض شد جاى تأسف است كه عرايضش نتيجهاى نبخشيد .
خجسته درگه محمود زابلى درياست * چگونه دريا كو را كرانه پيدانه نيست
اگر كه دامن من تر نگشته زان دريا * گناه بخت من است اين گناه دريا نيست
و بدينسان تاكنون به آرزوى عود و اميد استرداد املاك در هندوستان منتظر مراحم و عدالت اولياء دولت عليه ايران است كه شايد شهنشاه جم اقتدار ظل اللّه معدلت شعار ناصر الدين شه خسرو صاحبقران خلد اللّه ملكه و سلطانه كه صيت عدالت و رعيتپروريش خافقين را مالامال دارد به رهائى املاكش فرمان دهد و او را مظهر احسان بىپايان فرمايد .
* * * قد فرغت من طبعه بعون اللّه و تأئيده ربيع الاول سنهء 1304 هجرى مطابق ماه ديسمبر سنهء 1886 ع تمام شد اين كتاب مستطاب در بندر بمبئى به عهد جناب جلالت مآب فخامت نصاب لاردرى گورنر بمبئى و زمان سعادت اقتران نواب معلى القاب نوئين اعظم ارل دفرين گورنر جنرل كشور هندوستان .
حسب الامر عاليجاه رفيع جايگاه عزت و اقبال همراه شمسا لسماء النجابة و العزة عمدة الخوانين العظام سركار محمد نبى خان دام مجده و ظله العالى .