جهت و سبب عمل نمىكنند . و محمد نبى خان ايلچى سابق ايران به هندوستان صفات مذكور را يعنى تصاوير احوال ايشان را در اين باب چه خوب مىكشد . مىگويد هرگاه همشهريانم را بخواهيد كه مطلب شما را بفهمند به چشمهاى ايشان تكلم نمائيد نه به گوششان .
صفحهء 91 : در چندين جا شبانه ميهمان شديم و شامى كه محمد نبى خان وزير فارس به ما داد از همه ميهمانيها عالىتر و نيكوتر بود و او هندوستان رفته است و محض خاطرخواهى ما بعضى رسومات انگليسيه را به رسوم و عادات ايرانى افزود . و ساعت پنج عصر رفتيم و در مجلس رسمىاش ما را قبول نمود . در فضاى مقابل مجلس كه نشستيم بندبازان و [ 63 ] پهلوانان و مطربان و شيران و خرسان و ميمونها جمع و تا غروب آفتاب ما را به تماشاى هنرهاى مختلف مشغول ساخته و بعد از صرف قهوه و قليان و شيرينى باز ما را به مجلس ديگر بردند و اينجا يك سفره ميوه و شيرينى و شربت گسترده كه به آئين انگليسى در نهايت لطف و شيرينى چيده بودند و بعد از يك ساعت توقف باز مجلس اول برگشتيم و فورا آتشبازى بنا شد . اگرچه در جائى كه آن را عرضه نمودند محدود بود مگر تاكنون آتشبازى به اين خوبى نديدم و ستارههايى كه از چهارچوبهها رها مىكردند يك منظر بسيار قشنگى حاصل مىنمود و زنبوركها مانند توپهاى دوازده رطلى آواز مىداد و به تأثير منظر مىافزود . و بعد از آن يك شام بسيار عالى مكملى با شربتهاى يخآلود و بستنى بسيار ممتازى خورده برگشتيم . »
و در صفحه 43 باز كيفيت ورود حسين خان و كاغذ مذكور را مىنويسيد و اين را مىافزايد كه « به سبب قدمت آشنائى با جعفر خان حاكم بوشهر اصل آن كاغذ را كه برادرش محمد نبى خان به او نوشته بود به من نمود » .
و در صفحهء 44 چنين مىگويد : « كه با كاغذ مذكور ميهماندار موصوف نيز يك كاغذى در كمال نرمى به حاكم آنجا نوشته سؤالها مىنمود كه ايلچى او را چگونه پذيرائى خواهد كرد . پس حاكم نهايت طالب اين بود كه بداند آيا چگونه ايلچى او را قبول خواهد كرد و چون به وى گفتند كه دو آفسير يعنى دو نفر از مأمورين به قدرى راه از اردو او را استقبال خواهند نمود و چون به خيمهء ايلچى برسد سپاهيان صف كشيده سلام نظامى خواهند داد و چون اين خبر به سمع وى رسيد نهايت راضى گرديد . » [ 64 ]
و ايضا چنين مىنويسد : كه قبل از ورود بوشهر سفراى هند آنجا بودند كه از
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 248
مساهمون: ايرج افشار
ص٢٤٨