تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
خلاصه چنان كه گذشت خان موصوف به جهت گرفتن حكومت بوشهر و مضافات و دشتستان اظهارات خيرخواهانه به فرمانفرما نموده و حكومت اعراب را كه از سالهاى دراز در آنجا حكومت داشتند و حكومتشان بر مردم به طريق اميدوارى و سادگى و آسانى بود برانداخته خود حاكم گرديد ، لكن اين عمل نزد طوايف اعراب ناگوار آمد . و مؤلف چنين مىگويد كه خان موصوف از شيراز عازم بوشهر گرديده در راه بود و من در آخر منزل امروز مقدمش را منتظر بودم و به آنان كه بر تبدلات و تغيرات لوازم حيات دنيوى ملاحظه مىكنند تفصيل ملاقات امروزهء مرا با او خالى از تعليقات و فوايد نخواهند دانست . در اينجا دو نفر بعد از انقضاء مدتها به يكديگر مىرسند و اين حالت حاليه به كلى از حالت آشنائى سابقهء اولشان مختلف است ، به مرتبه‌اى كه بيننده هر قدر لاابالى هم باشد باز اين حادثهء ملاقات امروزه را از حادثات فوق العادهء روزگار خواهد دانست و به ملاحظه دوستى و اتحاد سابقه كه من با او دارم اقرار مىكنم كه براى من اين حالت حاليه‌اش براى آينده موجب بسى خيالات و توهم مىگرديد . و تفصيل اين ملاقات به طريق اجمال اين [ كه ] زكى خان مهماندار ( محمد زكى خان نورى ) به جهت خبر آوردن آنكه آيا محمد نبى خان كه امروز به على چنگى مىرسد به ديدن ايلچى مىآيد يا نه يك سوارى مأمور و ارسال داشت و او برگشته خبر آورد كه مىآيد و گرد و خاك سواران پيدا و مدتى برنيامده كه خان موصوف از دور پديدار [ 41 ] شد . سراپا لباسش گلنار و با جيقه و خنجر مرصّع بر اسبى سفيد سوار . زير زينى و زينش زرين و لگامش بافتهء سيمين و ركاب و دهنه‌اش زرين و تخمينا با يك هزار سوار مىآمد و چون نزديك آمد سوارانش در كمال انتظام و آداب از طرفين پس نشسته سلام دادند و از اين جانب ويلاك صاحب سر هنرى ويلاك . ( محمد نبى خان نبيرهء خان موصوف در سنهء 1868 به توسط ايلچى ايران در لندن با وى آشنا گرديد و شب بال تا صبح در خانه‌اش مهمان شد و عمرش هشتاد بود سنهء 1868 و خان ممدوح را ياد مىكرد و از قبيل « عمر برف است و آفتاب تموز » اشعار فارسى بسيار مىخواند ) . براى سلام خان موصوف به آئين هجوم يك دفعه از جا كنده پيش رفت و به طرز فرنگ سلام نظام داده پس افتاد و اين يك منظر بسيار مفيدى بود و
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 232 | ايرج افشار