تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
سوء سلوك ياور مزبور اهالى قريهء مسطوره را نهايت تشكى و شكايت حاصل است . مىگفتند در ظلم و تعدى [ 110 ] مشار اليه به قدر ده بيست نفر از رعايا به تبريز رفته‌اند در جنب سيد حمزه بستى شده‌اند . سركار امين لشكر هم آن طرف را قوى و طرف مقابل را ضعيف مشاهده نموده پاى اغماض و اغراض را به ميان آورده غوررسى و بىطرفى را معمول نمىدارد . پس از صرف غذا كه قدرى استراحت كرده و تمدد اعصابى حاصل شد روانهء سمت قريهء سعدآباد گرديد . بعد از رسيدن به حول‌وحوش آن ديه كه مكارى بنه را در ميان چمن قريب چاپارخانه كه نيم‌فرسنگ مسافت داشت انداخته است ناچار در همانجا پياده شده كه شب را در آن نقطه توقف نمايد . باد بطورى اشتداد داشت كه فرش را با ما فى الفرش چون طومار درهم مىپيچيد . به حكم ضرورت اسباب ما يحتاج را به چاپارخانه حمل داده در آنجا منزل نمود . عليق مالها از سعدآباد حمل به آن مكان گرديد . آن روز راه چهار فرسنگ بود .

روز يكشنبه پانزدهم -

به جانب قريهء حاجى آقا روانه گرديد . بعد از گذشتن از كاروانسرا و پل شبلى و قورى گل به قريهء مزبوره آمد . چون براى توقف جايى بهتر از چاپارخانه امكان نداشت ، و درب آن هم مقفل بود در باغچهء جلوى خانهء فضلعلى نام افتاده غذايى صرف نموده خوابيد . عصر را سيد فضلعلى بيك نايب فوج دويم نصرت كه از جانب امين لشكر مأمور روانه كردن فوج قهرمانيه از هشترود به طهران شده بود با سر و تن مجروح آمده مذكور داشت [ 111 ] كه در مراجعت از تبريز قريب چاپارخانهء حاجى آقا دو سه سوار بغتة به سرم ريخته مجروحم ساخته ، آنچه داشتم همه را يغما كردند . چون مأمور ديوان هستيد اطلاع شما را لازم دانستم كه پس از رسيدن به دار الخلافه مراتب را به حضور مبارك جناب امين الملك معروض داريد . اين بنده مشار اليه را تسلى و به منزلش معاودت داد . مذكور شد اشخاصى كه متصدى اين امر بودند سواران محمد باقر خان و يا طهماسبقلى خان هستند . قريهء حاجى آقا خالصه و جزو محال اوجان است . نواب ابراهيم ميرزاى هراتى نوادهء مرحوم نادر شاه حاكم آن محال است . روبروى باغچهء فضلعلى مزبور چمن اوجان و عمارات ديوانى آنجا مخروب و غيرمسكون است . به قدر يك‌صد خانوار جمعيت آن